ناله های فراق

بی تو یوسف بخدا حرمت بازار شکست
حرمت هرچه هوادار و خریدار شکست
هرچه گشتم دو کلافی نشدم لایق تو
که دلم از دل نالایق و بیمار شکست
خانه ای داشت دلم بی تو خرابش کردم
آنقدر بغض نوشتم دل دیوار شکست
پای هر توبه به خود وعده ی جبران دادم
پای صبرم دگر از وعده ی بسیار شکست
سحری قول گرفتم که نخوابد چشمم
مژه ام تاب نیاورده و بیدار شکست
فرصتی داده اگر از سرمنت چشمت
قامت بی سر وپایم دم دیدار شکست
پای توجیه خودم دار زدم دنیا را
زیر اعدام به ناحق کمر دار شکست
بی تو سخت است نفس زیر هجوم تهمت
سینه ام لای درِ طعنه و آزار شکست
با اویس دلم از سمت قرن آمده ام
تو نبودی دلم از عقده ی هر بار شکست
شب خیالت به سرم ریخت ولی دم نزدم
تا خیالم وسط هجمه ی آوار شکست
نظری کن که شوم آنچه شود لایق تو
جان آن سینه که از سختی ِمسمار شکست
کربلایی حامد احمدی/
