هر روز نواي شور و عشق حسيني در دل اين دلاور مرد لرستاني بيشتر ميشد و انگار اين صداي «هل من ناصر ينصرني» حسين است كه از بلندگوهاي مناره مسجد پخش ميشود.

طلاب شهيد، ميثاق خونين خود را با مولايشان حسين (عليه السلام) در جبهههاي نبرد و خطوط مقدم رزم، در كنار سربازان قرآن محكمتر ساخته و پيمانها را تجديد كردهاند. اينان درسهاي آموخته از حوزه را به امضاي خون رساندند و در كربلاي ايران با تكبير ايمان در محراب جبهه به قيام ايستادند. سوره هجرت و جهاد خواندند و نماز عشق را با سلام شهادت به پايان رساندند و به كوي دوست، پر كشيدند. در باران آفرينش خداوندي، كودكي در سال 1342 در خرم آباد به خانواده كمالوند عنايت گرديد كه به يمن آمدنش، خورشيد دامن دامن نور به زمين ميريخت. نام او را «روح الله» نهادند. روح الله تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را با موفقيت در خرمآباد گذراند و دروس راهنمايي را تا سال سوم ادامه داد. او نيز مريد دير خرابات بود و با اينكه در سالهاي اوج گيري مبارزات عليه رژيم ستم شاهي حدودا پانزده سال داشت، همراه با امام خوبان در صف انقلابيون قرار گرفت. با اتمام دوره راهنمايي و اخذ مدرك سيكل، نسيمي خنك از جانب يار هستي، جان دوبارهاي به او بخشيد و او به دنبال جذبه يار، به حوزه رفت و عزلت نشين خانه دوست شد. او در حوزه علميه خرم آباد تحصيلات حوزوي خود را آغاز نمود. دروس مقدس حوزه را تا اتمام مقدمات با موفقيت و سربلندي پشت سر گذراند. هر روز نواي شور و عشق حسيني در دل اين دلاور مرد لرستاني بيشتر ميشد و انگار اين صداي «هل من ناصر ينصرني» حسين است كه از بلندگوهاي مناره مسجد پخش ميشود. دل رميده او تاب ماندن نداشت. با شروع جنگ تحميلي، با اين كه سن و سالي نداشت، راهي جبهههاي نور عليه ظلمت شد. سرانجام در انتظاري شيرين قرعه وصال را به نام او زدند و در 22/11/59 در منطقه ميمك، در عروجي آسماني به جمع مستان جام الست پيوست. پيكر مطهر و مقدسش بر روي دستان امت حزب الله خرم آباد با شكوه خاصي تشييع شد. خوش آن گروه كه در برزخ از جهان بستند زكائنات بريدند و با تو پيوستند به سر عشق كجا پي برند اهل خرد مگر كنند فراموش آن چه دانستند مخور به مرگ شهيدان كوي عشق افسوس كه دوستان حقيقي به دوست پيوستند «روحش شاد و يادش هميشه در دلها مستدام باد»
بازگشت |