صفحه نخست > مذهبی / گزارش > سلام امام زمانم

سلام امام زمانم


6-05-1402, 16:59. نويسنده: Some
سلامی از ذره به خورشید ...
سلامی از فرش به عرش ...
سلامی از طوفان به ساحل ...
سلامی از درد به طبیب ...
سلامی از رنج به نجات ...

"جمعه" با خود غالباً چشمان تر می‌آورد
با خودش دلتنگی و خونِ جگر می‌آورد

کل عمرم بی تو مانند غروب جمعه‌هاست
جمعه‌ها عمر مرا دارد به سر می‌آورد

بوی یاس انگار می‌آید میان ندبه‌ها
باد از پیراهنت وقتی خبر می‌آورد

بت پرستان هم حساب کار خود را می‌کنند 
بت شکن وقتی به همراهش تبر می‌آورد

در دلم امّید دیدار رُخت را کاشتم
هر گیاهی عاقبت روزی ثمر می‌آورد

العجل‌هایم چه بی تأثیر شد! رویم سیاه
قلب آلوده دعای بی اثر می‌آورد

تشنه‌ات هستم ولی این تشنگی خیلی کم است
تشنگی یک انتظار شعله‌ور می‌آورد

تشنگی گاهی میان یک نبرد تن به تن
یک پسر را سوی دامان پدر می‌آورد

وای از آن وقتی که گوید یک پسر نزد پدر:
تشنگی دارد مرا از پای در می آورد

او خواهد آمد 
اللهم عجل لولیک الفرج 

ارسال: سمیه شریفی استان کرمانشاه شهرستان اسلام آباد غرب

بازگشت