صفحه نخست > شهدا / زندگینامه شهید / گزارش > زندگی نامه شهید حاج فریدون مرادی / قسمت دوم

زندگی نامه شهید حاج فریدون مرادی / قسمت دوم


16-09-1402, 19:50. نويسنده: admin
بعد از دوران متوسطه دوم(دبیرستان) وادامه تحصیل در شهرهای اندیمشک و دزفول،در اوقات فصل تابستان به همراه سایر دوستان وبرادرانش بنامهای(بهمن،ناصر) که از او کوچکتر بودند به کارهای فصلی در کارگاههایی مثل ذوب آهن اصفهان مشغول میشد وهیچ گونه عیب وعاری برای درآمد وکار کردن نداشت.🕊

شهید حاج فریدون، بسیار جسور و بی باک، تیر انداز و سوار کاری قهار و شناگر بسیار مسلطی بود، ایشان با آنکه در عنفوان جوانی و زیر بیست سال بود، باسوار براسب (قیقاچ) با تفنگ هدف را بخوبی می زد، و مورد تشویق فامیل و اقوام و دوستان قرار می گرفت.

قیافه و هیکل بسیار رشید و گذاشتن محاسن (ریش) او را بسیار رشیدتر و خوش سیما میکرد، بطوریکه هر موقع به منزل می آمد، خواهران و اقوام بسیار خوشحالی میکردند، به همه فامیل و اقوام و دوستان و همسایگان سرکشی میکرد و صله ارحام را بنحو احسن انجام می داد، از لحاظ اخلاق و رفتار واقعا"و بدون هیچ اغراقی باید بگویم، نمونه والگو بودند.

هر موقعی که از اندیمشک به روستا می آمد با آوردن سوغات هر چند کم، همه را راضی می کرد، چون کشتی گیر قهاری بود، به ما که خیلی کوچک بودیم گفت که باید کشتی گیر بشوید و مثل مرحوم غلامرضا تختی که در همه زمانها بعنوان اسوه والگو (پهلوانان وقهرمانان) ایران و جهان است، جوانمرد و شجاع باشید و هیچ ترسی را به دل راه ندهید.

شهید طبق گفته پدر ومادر، همیشه مخالف سرسخت با رژیم شاه و خاندان پهلوی بود، و هر موقع عکس شاه را قبل از انقلاب در هرخانه ای می دید، می گفت که این عکس را پاره کنید یا آن را پایین بکشید، چون به مردم ظلم وستم نمودند وحق محرومان وضعفا را خورده اند،

ایشان ما را تشویق به خواندن کتابهای شهید مطهری و دکتر علی شریعتی و سایر نویسندگان انقلابیون آنزمان می کردند، شهید حاج فریدون در سال 1354 به عضویت گروه (منصورن) شاخه خوزستان، در آمدند وبا دوستان انقلابی خود بصورت مخفیانه وشبانگاه برعلیه رژیم پهلوی مبارزه میکرد.

#ادامه_دارد
نگارنده متن: منصور مرادی برادر شهید

بازگشت