صفحه نخست > شهدا / زندگینامه شهید / گزارش > زندگی نامه شهید حاج فریدون مرادی / قسمت چهارم

زندگی نامه شهید حاج فریدون مرادی / قسمت چهارم


16-09-1402, 20:10. نويسنده: admin
شهید حاج فریدون در طول خدمت صادقانه خود، دوستان انقلابی همچون مهندس کریم ملک آسا که تازه از کشور آمریکا برگشته بود را بعنوان رییس جهاد، بخش پاپی (سپیددشت) با آغوش باز می پذیرند وخدمات بسیار شایانی که در قبل گفتم برای این مردم انجام می دهند.

از دوستان انقلابی و قدیمی شهید حاج فریدون، عزیزانی بنام های:
شهیدروح الله پاپی، مرحوم شعبان قلاوند، اسکندر جعفری، مهندس کریم ملک آسا، علی عباس ملک آسا، مهندس حسین نوروزپور، اسفندیار رضایی، شهید اسماعیل موسوی، شهید مصطفی مرادی، شهیدذبیح اله علیزاده، حمید دولتشاهی، مهندس منصور و ناصر جمالپور را می توان نام برد.

بعد از سال 1361 ازدواج کرده و حاصل این ازدواج دو فرزند پسر بنامهای (یحیی و سلمان) است، شهید بعد از چند سال خدمت در منطقه محروم پاپی به جهاد سازندگی استان بعنوان معاونت پشتیبانی و نقلیه استان منصوب می شود، ولی ایشان هربار از گرفتن پست و منصب سر باز می زند، و به جبهه رفتن و خدمت را در کنار مردم بودن و بدون کوچکترین چشمداشت مادی به همه چیز من جمله، پست ومنصب، ترجیح دادند.

ایشان دارای روحیه بسیار بالا و دارای صبر و استقامت ستودنی بودند، بطوریکه هر موقع به خانه می آمدند، خود سفره را پهن و هر چه آماده بود بر سر سفره می گذاشتند و از خود و سایر مهمانانی که آنجا بودند پذیرایی می نمود.

در کارهای خانه به همسرش کمک و یاری میکرد و بچه هایش یحیی و سلمان را بسیار دوست می داشت، به پدر و مادر و خواهران و برادران عشق می ورزید و هیچ فرق و تفاوتی در بین آنها قائل نمی شد، وعدالت را تا جایی که امکان داشت رعایت می نمود.

و همه را به یک اندازه دوست داشت، تا جایی که من سنم قد می دهد هیچگاه ندیدم نمازش قضا شود، روزه اش را مرتب می گرفت و به افراد تنگ دست (فامیل، غیرفامیل و بستگان)، تا جایی که وسع مالی اش می رسید، کمک می کرد. ما را تشویق و ترغیب به خواندن نماز و دعا و تلاوت قرآن می کرد و مرتب رساله امام را در آن زمان میخواند.

ایشان با شروع جنگ تحمیلی طی چند مرحله به جبهه اعزام شدند.
مرحله اول: توسط بسیج منطقه پاپی به آبادان اعزام شد و بعنوان تک تیر انداز در جبهه جنوب و در عملیات حصر آبادان شرکت داشت.
مرحله دوم: هم توسط بسیج و در منطقه مرزی مهران اعزام و در عملیات آزاد سازی شهر مهران شرکت نمود.
در مرحله سوم: در جبهه جنوب و در عملیات فتح المبین شرکت داشتند
مرحله چهارم: در جبهه جنوب ودر عملیات کربلای یک بعنوان فرمانده گروهان شرکت داشتند.
مرحله پنجم :در جبهه غرب و در منطقه شاخ شمیران کردستان توسط جهاد سازندگی اعزام گردید چون مسئولین جهاد سازندگی ایشان را بعنوان معاونت نقلیه استان منصوب کرده بودند، لذا با رفتن ایشان به جبهه مخالفت می کردند، ولی ایشان آن اهداف متعالی و خدایی که مد نظرش بود را انجام می داد و جبهه رفتن آن هم در خط مقدم برایش افتخار ی بس بزرگ بود.

با توجه به اینکه مادر را خیلی دوست داشت و چنانچه مادر می فهمید که به جبهه اعزام شده ناراحت می شد و می گفت که شما زن و بچه دارید و در پشت جبهه خدمت کنید ولی  ایشان (شهید)می گفت: که من همین نزدیکی هستم یا مثلا" در اندیمشک، پادگان شفیع خانی هستم، در حالی بعد از مدت شش ماه که به مرخصی ما می فهمیدیم که در جبهه جنوب یا غرب کشور ودر خط مقدم بوده است.

#ادامه_دارد

✍️نگارنده متن: منصور مرادی برادر شهید




بازگشت