صفحه نخست >
رزمندگان / خاطرات / پیشنهاد مدیر >
فرمانده جانباز میرهاشمی: خداوند امدادهای غیبی خود را نشان داد.
فرمانده جانباز میرهاشمی: خداوند امدادهای غیبی خود را نشان داد.14-08-1394, 16:36. نويسنده: admin |
|
در عملیات آزاد سازی ارتفاعات اسپیدار و گلو بعد از انهدام دشمن و تصرف ارتفاعاتی که هدف ما بودند دشمن مزدور پاتکهای پی در پی خود را شروع کرد و چند دستگاه تانک در یال مقابل ما مستقر کرد. هلی کوپترها از هوا، توپخانه و خمپاره اندازها از زمین در مدت چند روز مکرر آتش های تهیه بر سر ما می ریختند، به طوریکه یالهای اسپیدار به قله های آتش فشانی شبیه شده بودند، ما با اینکه باید آتش ضد آتشبار می ریختیم بر سر ادوات دشمن علیه هلی کوپترها و بالاترین سلاحی که در دست داشتیم تیربار گرینف بود که برای مقابله با آنها کارایی چندانی نداشت، برد توپخانه و ادوات سنگین و نیمه سنگین ما نیز به آنها نمی رسید، از طرف آنها تا خط مقدم (لجمل خودی) جاده شنی مناسبی بود ولی از طرف ما جاده ماشین رو وجود نداشت، هلی کوپترهای دشمن به راحتی در آسمان ما ظاهر می شدند و اهداف مورد نظر خود را می زدند در این حال بسیاری از بسیجیان و پاسداران فداکار و متدین در ضد شیب، بعضی در خط الرأس جغرافیایی و عمده نیروها در شب پدافند کرده بودیم. «اما دو مشکل عمده داشتیم» 1- اگر همه در شیب یا در خط الرأس نظامی پدافند می کردیم دشمن به راحتی پیشروی می کرد و ارتفاعات را پس می گرفت پس مجبور بودیم عده ای در ضد شیب و عده ای در خط الرأس جغرافیایی پدافند کنیم برای کنترل دشمن و جلوگیری از پیشروی او. 2- تانک های دشمن وقتی تخته سنگ های خط الرأس جغرافیایی یا ضد شیب سراسر خط خودی را هدف قرار می دادند، سرعت، شدت، قدرت و صدای انفجار (گلوله) آنها در برخورد با سنگ ها به حدی بالا بود و سنگ ها را متلاشی می کرد و هر سنگ به هزاران ترکش تبدیل می شد و صدای صفیر آن ها وحشتناک بود و رعب در دل ها می انداخت که فقط آدم های متدین و طالب شهادت قادر به استقامت بودند، وحشت و رعب تانک ها، توپخانه و هلی کوپتر دشمن و از طرفی دست خالی ما (که قلم های ما قاصر از به تحریر درآوردن آن است) و استقامت برادران رزمنده به گونه ای بود که همه دوستان ما را در فرماندهی و قرارگاه شگفت زده کرده بود. ارتفاعات جنوب غربی ما که گردان محرم به فرماندهی شهید حاج اصغر لشنی مستقر بود به نام یال گلو پاتکهایی نیز مثل ما و بلکه سنگین تر محتمل می شدند و مثل کوه مقاومت می کردند، با توجه به این استقامت ها در چند مرحله خداوند تبارک و تعالی امدادهای غیبی خود را به کمک رزمندگان اسلام فرستاد و آنها پیروز شدند. هنگام نماز صبح بود و کم کم هوا رو به روشنی می رفت که برادران صدا زدند دشمن، دشمن. وقتی دویدم و چک کردم دیدم دشمن ما را دور زده ولی از آنجایی که خدا آنها را کر و کور کرده، خود را در شیارهای پشت سر ما انداخته بودند بطوریکه ما کاملاً بر آنها مسلط بودیم، برادران رزمنده با تیربار، کلاش و آر پی جی حساب آنها را رسیدند بطوریکه با خفت و خاری پا به فرار گذاشتند و بعضی نیز به درک واصل شدند. دشمن با پاتک های پی در پی و سنگین و با آتش پشتیبانی پر حجم موفق شد کله قندی (بین گلو و یال اسپیدار) را از ما بگیرد اما با جان فشانی های عزیزان رزمنده مجدداً آنها را پس زدیم ولی یک نفر از آنها در سنگر محکمی که در خط الرأس قله بود (روی قله) ساعت ها ما را اذیت می کرد، برادران ما کراراً به آن حمله کردند که موفق به انهدام سنگر فوق نشدند. سنگین ترین سلاح ما آر پی جی 7 بود که زمانی شلیک می کردیم یا از روی سنگر رد می شد یا به سینه و زیر آن می خورد و یا کارآیی نداشت. تقریباً ناامید شده بودیم، یک مرتبه متوجه شده بودیم بچه ها با تکبیر و صلوات به طرف اینجانب می آیند و فریاد می زنند الحمدالله قله فتح شد. گفتم چطور؟ گفتند: موشک آر پی جی ما به سنگ زیر سنگر اصابت کرد بعد کمانه کرد و به آسمان رفت و به داخل سنگر دشمن فرود آمد و متلاشی شد و بچه ها به خاطر این پیروزی خدا را شکر کرده و در نتیجه تمام یال ها و قله به دست ما افتاد. روح همه ی شهدا، خصوصاً شهدای آن عملیات، شاد و یادشان گرامی باد. راوی: فرمانده جانباز جناب سرهنگ حاج ولی اله میرهاشمی از فرماندهان بزرگ و شجاع و کارآمد استان لرستان و لشکر 57 ابوالفضل(ع) است که از فاتحان عملیات نامی حاج عمران به شمار می رود. میرهاشمی در کربلای 4 با گردان تحت امر خود چهار ضلعی های عراقی ها را متصرف شد و زمینه ساز عملیات بزرگ کربلای 5 شد. فرماندهان ارشد سپاه از نقش کلیدی وی در عملیات کربلا4 بارها تمجید کرده اند. ایشان سرانجام در پست قائم مقامی تیپ 57 بازنشسته شدند. بازگشت |