صفحه نخست >
شهدا / سیره عملی / خاطرات / پیشنهاد مدیر >
رفیق همیشگی
رفیق همیشگی1-01-1395, 17:55. نويسنده: admin |
|
پست فرماندهی را نمی پذیرفت تا آزاد و رها باشد. او نمی خواست با پذیرفتن مسؤلیت، از رفاقت و همراهی دوست خود که علاقه ی شدیدی به او داشت دور باشد. از روزی که وارد گردان خط شکن انبیاء(علیهم السلام) شده بود تا روزی که جنگ تمام شد و مأموریت آن دو به نقطه ی آرامی از دفاع مقدس رسید، هیچ گاه از هم جدا نشدند، تا این که سرانجام هر دو باهم از جنگ دست کشیدند. انصافاً آن دو، رفیق شفیق، با وفا و همیشگی برای هم بودند. البته این همه وفاداری از ناحیه ی بهروز بود. او همیشه اصرار داشت که با هم باشند. بهروز از بین انواع اسلحه، «آر.پی.جی» را انتخاب کرده بود و آن را با هیچ چیز دیگری -حتی با فرماندهی و مسئولیت - عوض نمی کرد. او می گفت: «از این دنیا و از این جنگ، "آر.پی.جی" برایم کافی است. برای من مسؤلیت بر"آر.پی.جی" هم زیاداست. همین که رفیق خوبی برایش باشم کافی است». آری! بهروز برای "آر.پی.جی" اش رفیقی خوب و و فاداری بود و تا آخر جنگ هم با آن زندگی کرد. منبع: ستاره های به خون خفته ی لرستان، ج1، نویسنده «حجت شریفی»، کارشناس امور شاهد و ایثارگران ادارهی آموزش و پرورش ناحیهی 2 شهر مقدس قم. از دلاور مردان لشگر 57 حضرت ابوالفضل (ع). بازگشت |