صفحه نخست >
میررضایی / خاطرات / پیشنهاد مدیر >
اگر مهلتی پیش می آمد، ایشان به یک دانشمند نظامی تبدیل می شد
اگر مهلتی پیش می آمد، ایشان به یک دانشمند نظامی تبدیل می شد1-06-1394, 17:14. نويسنده: admin |
|
به نظر بنده اگر مهلتی پیش می آمد، ایشان به یک دانشمند نظامی تبدیل می شد همان طوری که در صفحات قبل(خاطرات قبلی) عرضه شد «سبزخدا» دیر آمد ولی خیلی سریع خود را رساند آن هم به قلعه رفیع، قلعه ای که کمتر کسی در این سن و سال به آن دست می یابد. فرماندهان قدیمی لشگر- که شاید «سبزخدا» بچه بوده و هنوز به سپاه ورود نکرده؛ آنها فرمانده بودند - از دانش ایشان بهره مند می شدند، بعضی از گره های کور بعضی از عملیات های میدانی نقش سبزخدا به وضوح دیده می شد، بخصوص در مناطق شمال غرب و غرب، بویژه منطقه عمومی ماوت عراق: (فتح 5) - (نصر 8) - (بیت المقدس 2) - (و الفجر 9 در شمال اسماعیلیه عراق). به نظر بنده اگر اجل کوتاه می آمد و صبری می کرد و مهلتی پیش می آمد، ایشان به یک دانشمند نظامی تبدیل می شد، چرا که هم از هوش و استعداد خوبی برخوردار بود و هم دیر آمدنش را می خواست جبران کند و از طرف دیگر عقده ای که از دشمن داشت و بعضاً هم بر زبان می آورد که ما باید علاوه بر تکلیف، قصاص بچه های شهیدمان را از دشمن بکنیم، گرچه صدها نفر از نظامیان عراق خاک پای یک رزمنده ما هم نمی شوند اما داغ شهدا برایم سخت است. و در پایان عرض میشود که هر یگانی آن هم یگان نظامی چندین ستون دارد و «سبز خدا» در هر یگانی ستونی از آن یگان بود. این از بعد نظامی. از بعد شخصی، خانوادگی، قومی، طایفه ای، حل و فصل بین اقوام و دوستان در طایفه ستون اصلی به حساب می آمد و رمز این موفقیت این بود که ایشان اهل مشورت بود، اهل مساوات بود ، انعطاف پذیر بود و بی نهایت خاکی و مردمی و مردم دوست بود. (ای کاش ما مثل او بودیم) و السلام راوی: رزمنده سرافراز، از یادگارهای باقی مانده از جبهه های جنگ و دفاع مقدس، «حاج احمد مدهنی» بازگشت |