صفحه نخست > شهدا / سیره عملی / خاطرات / پیشنهاد مدیر > تلاش شهید یعقوب زمانی برای اعزام به جبهه

تلاش شهید یعقوب زمانی برای اعزام به جبهه


29-02-1395, 23:19. نويسنده: admin

يعقوب مدتي بود كه شهيد شده بود و پيكر او را نياورده بودند، خدمت برادر ملك محمودي رسيدم و سوال كردم؛ گفت: مادر شما بايد صبر و تحمل داشته باشيد گفتم من تحملش را دارم حالا بگوييد پسرم مجروح شده یا شهيد شده جواب دادند واقعيت اين است كه يعقوب مجروح شده و آقاي ملكي رفته كه او را از تبريز بياورد و ما منتظر مانديم. يكروز بعد از ظهر پسرم آمد و گفت: مادر آقاي ملكي آمده، رفتم خانه ایشان احوال بپرسم. آقاي ملكي به مادرش گفت كه پتو را روي صورت من بكشيد كه من مادر يعقوب را نبينم زيرا از رويش خجالت مي كشم و آنجا بود كه من متوجه شدم كه يعقوب شهيد شده. برگشتم خانه و ماجرا را براي پدر يعقوب تعريف كردم و وقتيكه پدرش فهميد كه يعقوب شهيد شده است نماز شكر خواند زيرا خود را روسفيد در مقابل اميرالمؤمنين مي ديد. (مادر بزرگوار شهید)

مادر شهيد عزيز، از شهيدش ياد مي كند و خاطرات خود را بازگو مي كند: ايشان ذكر كردند كه هنگامي كه يعقوب فرزندم مي خواست به جبهه برود به خاطر سن كم به هيچ وجه ايشان را ثبت نام نمي كردند و هرچه تلاش كرد براي ايشان راهي باز نشد به اين دليل در شناسنامه دست برد و سنشان را بالا بردند تا بلكه بتواند راهي براي رفتن به جبهه بيابد وقتي از ايشان پرسيدند با اين سن كم چرا شوق جبهه داري؟ گفت: به اين خاطر كه بايد راه برادرانم و همه شهيدان را ادامه دهم.

مادر شهيد مي گويند: وقتي مي خواست به جبهه برود چندين مرتبه برگشت و با همه افراد فاميل و آشنايان خداحافظي كرد و حلاليت طلبيد و منهم به او گفتم پسرم براي آخرين بار اجازه بده يكبار ديگر صورتت را ببوسم و او برگشت و گفت اينهم براي آخرين بار و روزي كه قرار بود حمله را شروع كنند، تماس گرفت و گفت به هرحال نگران من نباشيد من امانت شما هستم و بايد به سوي صاحب اصلي خود بازگردم هيچ وقت نمازتان را ترك نكنيد و به دعوت رهبرمان لبيك بگوييد و راه شهدا را ادامه دهيد.

درباره پدر اين شهيد ذكر شد وقتي كه خبر شهادت يعقوب را به او دادند پدر اولين عملي كه انجام داده سجده شكر به جاي آورد. و افتخار می کرد كه چنين فرزندي را تربيت كرده است. خوش به سعادت این مردان بی ادعا و آسمانی.


بازگشت