صفحه نخست > شهدا / شهدای روحانی / زندگینامه شهید / ویژه / پیشنهاد مدیر > زندگی نامه طلبه شهید: عبد‌الوهاب فتح‌اللهی (شهرستان الشتر)

زندگی نامه طلبه شهید: عبد‌الوهاب فتح‌اللهی (شهرستان الشتر)


18-06-1399, 10:14. نويسنده: admin

طلبه شهید: عبد‌الوهاب فتح‌اللهی                      فرزند: خيرالله

استان: لرستان                                             شهرستان: الشتر

ولادت: 22/9/1342                                      شهادت: 27/5/1364- چنگوله

 

بسم رب الشهداء و الصديقين

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا

بس توبه و پرهیزم، کز عشق تو باطل شد              من نیز بدان شرطم کز توبه بپرهیزم

سیم دل مسکینم  در خاک  درت گم  شد             خاک سرهر کویی بی‌فایده می‌بیزم

 

خورشید سعادت‌ها در چشم‌های جان عاشقان دمید. هشت فصل عشق را سینه سرخان سرودند؛ توسن مردانگی راندند و دست روشن حقیقت تا آغوش باز نسل شقایق راهی‌شان کرد.

آنان، دیگر مرد ماندن نبودند که پای رفتن بودند. می‌خواستند که آیینه قسمت کنند و تفسير شیدایي‌‌ها باشند.

طلبه شهید «عبد الوهاب فتح اللهی» در روز بیست و دوم آذر ماه سال 1342 در دهستان کرت آباد، از توابع شهرستان الشتر دیده به جهان گشود و با قدوم پاکش، بهار را مهمان گرم دل خوبان نمود. در این تاريخ به امر خدا مولودي تولد يافت كه اشعه اش آسمان دهستان كرت آباد  را نوراني كرد.

 

اين پسر پاك و خوش سيما در خانواده اي مسلمان و متدين و روستايي متولد شد كه نامش را عبدالوهاب گذاشتند. از همان كو دكي داراي اخلاقي ستوده بود. او از همان کودکی ادب و نزاکت را معنی می‌کرد و با شيرين زباني‌هايش، در دل همه جا باز مي‌کرد.

 

تحصیلات ابتدایی را در شهرستان خرم آباد طی کرد. سپس برای دوران راهنمایی و متوسط راهی الشتر گردید. عبد‌الوهاب که عطیه‌ای بخشیده شده از جانب خدای بخشنده بود، پایبند مسائل دین گشته، مذهب و شناخت، شیرینی‌های دنیای او را شکل می‌داد. او با مطالعه بزرگ شد و این سفره را پیشکش روح‌های تشنه معنویت دیگران نیز ساخت و ديگران را نيز ترغيب مي كردند. او در دوران تحصیل عضو انجمن اسلامی مدرسه شد و در زمان شکل‌گیری انقلاب، با حضور متعهدانه خود تا مرز دستگیری توسط ساواک پیش رفت.

پس از پایان تحصیلات دوره متوسطه، با این که شش ماه در آموزش و پرورش مشغول تدریس بود، ولی به علت علاقه به فراگیری علوم دیني و عمل به معنویات، راهی حوزه علمیه شد و هم‌زمان با فراگیری معارف اسلامی راهی میدان رزم شد. او در آوردگاه جنگ و نبرد، علاوه بر ارشاد و تبلیغ در زمینه مسایل دیني و روحیه دادن به بسیجیان، در پست «تک‌تیرانداز» در خط مقدم مردانگی را تفسیر کرد. سرانجام  در بیست و هفتم مرداد ماه سال 1364  در منطقه چنگوله، در عملیات عاشورای 2 جاویدالاثر شد.

 

گفتی که به غم بنشین یا از سر جان برخیز             فرمان برمت جانا بنشینم و برخیزم

گر بی تو بود جنت بر کنگره  ننشینم                ور با تو بود دوزخ در سلسله آویزم

«روحش شاد و راهش پر رهرو باد»

 


بازگشت