مردم دار بود و به خدا توکل می کرد

مردم داری و ارتباط خوب داشتن با مردم یکی از اصول مهم و ارزشمند در گستره زندگی اجتماعی است. تعامل با مردم مسئله ای است که در آموزه های دینی توجه خاصی به آن شده است. این مهم یکی از ارزش های اخلاقی است که باعث دوام و ثبات جامعه می گردد.
رسول اکرم (ص) در این زمینه فرموده است: مُدَارَاةُ النَّاسِ نِصْفُ الْإِيمَانِ وَ الرِّفْقُ بِهِمْ نِصْفُ الْعَيْشِ. نرمش با مردم نیمی از ایمان و رفاقت با آنان نیمی از خوش زیستن است. کافی، ج2، ص117
مردم داری یکی از سجایای اخلاقی و ارزشی سردار میررضایی بود. این خصلت نیکو به عنوان یکی از ضرورت های اخلاق مسلمانی، در وجود ایشان نمایان بود. یکی از رمزهای موفقیت سردار، با مردم بودن، برای مردم بودن، در خدمت همنوعان بودن، شریک درد و رنج و خوشی و غم مردم بودن و نرم برخورد کردن با دیگران بود.
ایشان در سال 1343 در خانوادهای عشایر نشین و مذهبی و مهمان دوست دیده به جهان گشود. او پس از طفولیت دو سال در منطقهی عشایر نشین تخت چان در زمان سپاه دانش و پس از آن به علت نداشتن معلم در خانهی عموی خود در روستای کوگان، دوران ابتدایی را سپری نمود و دوران راهنمایی را در منطقه ماسور در خانهی اقوام به اتمام رساند. ایشان دوران دبیرستان را هم تا سال سوم سپری کرد و در سال 1363 وقتی که عراق به ایران حمله کرد، به خاطر جهاد کردن در راه خدا عازم به جبهه شد. ایشان در کنار برادران همرزم مشغول به خدمت شد، با آشنایی کامل و تجربهای که در این ایام کسب کرده بود؛ وارد تیپ 57 حضرت ابوالفضل(ع) لرستان شد. کم کم با آشنایی و تجربه به دست آمده، در جمع فرماندهان قرار گرفت و در پی چندین عملیات پیروزمندانه ایشان را به عنوان فرمانده گردان انبیاء(ع) معرفی کردند. وی همیشه بر خدا توکل میکرد و دعا برای پیروزی رزمندگان مینمود. همیشه سعی ایشان بر این بود که با دیگران برخورد خوب و خدا پسندانه داشته باشد. او برای همهی عزیزان رزمنده شخصی معتقد، شناخته شده و ثابت قدم بود. دائما به نیروهای خود قوت قلب می داد. آنقدر مردم به وی علاقه مند شده بودند که مانند چراغ روشنی از دیدگاه شان میدرخشید. همیشه با لبخند و تواضع برخورد میکرد. بسیار بسیار مردم دار بود و دیگران به او عشق میورزیدند. از آن اوایل که با هم بودیم همیشه با هم دوست و رفیق بودیم. ایشان بسیار خوش برخورد و مهربان بود. هر وقت با کسی برخورد میکرد با چهره ای گشاده و لبخند بر لب ظاهر می شد که برای طرف مقابل بسیار لذت بخش و جذاب بود. ایشان که در میان اقوام و فامیل بلکه در بین همهی مردم در حقیقت الگو بود، نشانه ی شخصیت، جوانمردی و مردانگی در او نمایان بود. مردم او را دوست میداشتند، لذا چهرهی درخشان «مصطفی میررضایی» در دید دوستان و آشنایان سایه افکنده بود و برای همه عزیز و گرامی بود. او دارای عقل و کمال و تقوی بود و از لحاظ مردم داری بینظیر. به جرأت می توان گفت: تنها کسی که در بین ما چنین شرایطی را دارا بودند، «مصطفی میررضایی» بود. ایشان کسی بود که با همهی مردم، مردم داری کرد و کسی را از خود ناراحت نکرد. همیشه با دوستان مدارا می کرد و همیشه ثابت قدم بود. هرکس با ایشان ملاقات می کرد این برخورد خداپسندانه و شایسته ی او همیشه در ذهن او می ماند. روحش شاد و یادش گرامی باد.
راوی: جبار دریکوند