دلنوشته ای از کوثر میررضایی؛ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ
کودک کشی ... به کدامین گناه کشته شدند؟!

این روزها دلم پر از خون است وقتی که از در و دیوار خبر مرگ فرشتگان معصوم را می شنوم....
دل پر خونم، آتش میگیرد و بغض امانم نمیدهد....
برای خاک کشوری که بی گناه خاکسترش کردند و بر سر مادران و کودکان و دختران و کوچک پسران مظلوم آوار کردند...
به کدامین گناه...؟
گناه مظلومیت...گناه معصومیت...؟
کودک عزیزم فرشته ی آسمان نترس، نترس از استکبار و مظلوم کشی...
عزیز دلم نترس! دشمن غاصب سالیان سال است که به جنگیدن با شما عادت کرده است ولی این رژیم سفاک، به توفیق الهی و مقاومت شما به زودی محو خواهد شد...
خواهرم و برادر بهتر از جانم مردانگی به جنس نیست چرا که همه شما از بدو تولد مردانگی را پیشه کردید و همیشه در میدان نبرد مردانه جنگیدید.
عزیزان دلم، قدرت و صلابت شایسته شما و پدرانتان هست، مبادا کم بیارید و اجازه دهید غم و غصه بر شما غلبه کند و دل دشمنانتان را شاد کنید.
به دستان کوچکتان نگاه نکنید چرا که هر یک از شما یک شیر مرد است، شما همان مردان نبردید.
نمیدانم و نمیتوانم احساسم را با کلمات برایتان توصیف کنم....
وقتیکه به جنازه ی طفل در آغوش مادر
و جنازه ی پسر درآغوش پدر نگاه میکنم دستانم سست میشود و بی اراده اشک از چشمانم جاری میشود....
نمیتوانم شبانه آسوده سر بر بالین بگذارم درحالیکه هم نوعانم در آن سوی دنیا قلب هایشان وحشت زده باشد...
فقط میدانم و میدانم که شما هرگز تن به ذلت نخواهید داد...
به خدا ایمان داشته باشید همان طور که خرمشهر را خدا آزاد کرد فلسطین را هم خدا آزاد میکند.
تنها میتوانم با قلم آغشته به خونم!
بنویسم:
مرگ بر اسرائیل ...