دسته بندی : اخبار روز / مذهبی / مناسبت ها / گالری عکس / گزارش نسخه قابل چاپ تاریخ: 22 تیر 1403 - 11:30 - شناسه خبر : 1642
هیئت مرکزی محمد رسول الله (ص) در شب ششم محرم به یاد مصیبت های قاسم بن الحسن (ع)
در ششمین شب ماه محرم منتسب به حضرت قاسم بن الحسن(ع) در هیئت مرکزی محمد رسول الله(ص) محله بزرگ ماسور، به یاد مصائب جانسوز یادگار امام مجتبی (ع) عزاداران با دلی سوخته و غمبار، شال عزایی تقدیم اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام کردند.
آری در هیئت مرکزی محمد رسول (ص)، عشق به سید الشهدا (ع) سن و سال نمیشناسد از پیر و جوان، زن و مرد، نوجوان و خردسال، همه و همه عاشق این مکتب هستند، هر سال هیئت های گرانسنگ محله بزرگ ماسور، بعد از عزاداری در هیئت های خود، به نشانه اتحاد و وحدت و عشق به سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام با پیراهن های مشکی و با دلی اندوهگین به هیئت مرکزی می آیند و همگی با هم عاشقی را فریاد میکنند تا تمام جهان بدانند راه شهدای کربلا در این محله شهید پرور همچنان ادامه دارد.
در این شب پر عظمت ذاکرین اهل بیت (ع)؛ حاج علی میردریکوند (دولت علی)، صید باقر شیخ زاده، ابراهیم سلامنی و شهرام کارانی با نوای دلنشين خود نوحه سرایی کردند.
او بود و یک لشکر، ولی لشکر، چه کردند
با یاس سرخ باغ پیغمبر، چه کردند
گرگان کوفه، جسم او در بر گرفتند
با هم گلاب از آن گل پرپر گرفتند
با سوز دل زخم تنش را تاب دادند
آن تشنه لب، را از دمِ تیغ آب دادند
جسمش ز نوک نیزه با جوشن یکی شد
پیراهن خونین او، با تن یکی شد
«بنسعد ازدی» بر تنش زد نیزه از پشت
هر سنگدل، یکبار آن شهزاده را کشت
افتاد، روی خاک و عمو را صدا زد
مانند مرغ سر بریده دست و پا زد
فرزند زهرا همچنان باز شکاری
آمد به بالای سرش با آه و زاری
در دست گلچین، دید یاس پرپرش را
میخواست، کز پیکر جدا سازد سرش را
با تیغ بر او حمله، چون شیر خدا کرد
دست پلید آن ستمگر را جدا کرد
لشکر، برای یاری او حمله کردند
آخ! که با آن پیکر خونین چه کردند
از میهمان خویش استقبال کردند
قرآن ثارالله را پامال کردند
با آنکه بر هر داغ، داغ دیگرش بود
این داغ دل، تکرار داغ اکبرش بود
جهت بزرگنمایی تصاویر روی تصویر کلیک کنید
آری در هیئت مرکزی محمد رسول (ص)، عشق به سید الشهدا (ع) سن و سال نمیشناسد از پیر و جوان، زن و مرد، نوجوان و خردسال، همه و همه عاشق این مکتب هستند، هر سال هیئت های گرانسنگ محله بزرگ ماسور، بعد از عزاداری در هیئت های خود، به نشانه اتحاد و وحدت و عشق به سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام با پیراهن های مشکی و با دلی اندوهگین به هیئت مرکزی می آیند و همگی با هم عاشقی را فریاد میکنند تا تمام جهان بدانند راه شهدای کربلا در این محله شهید پرور همچنان ادامه دارد.در این شب پر عظمت ذاکرین اهل بیت (ع)؛ حاج علی میردریکوند (دولت علی)، صید باقر شیخ زاده، ابراهیم سلامنی و شهرام کارانی با نوای دلنشين خود نوحه سرایی کردند.
او بود و یک لشکر، ولی لشکر، چه کردند
با یاس سرخ باغ پیغمبر، چه کردند
گرگان کوفه، جسم او در بر گرفتند
با هم گلاب از آن گل پرپر گرفتند
با سوز دل زخم تنش را تاب دادند
آن تشنه لب، را از دمِ تیغ آب دادند
جسمش ز نوک نیزه با جوشن یکی شد
پیراهن خونین او، با تن یکی شد
«بنسعد ازدی» بر تنش زد نیزه از پشت
هر سنگدل، یکبار آن شهزاده را کشت
افتاد، روی خاک و عمو را صدا زد
مانند مرغ سر بریده دست و پا زد
فرزند زهرا همچنان باز شکاری
آمد به بالای سرش با آه و زاری
در دست گلچین، دید یاس پرپرش را
میخواست، کز پیکر جدا سازد سرش را
با تیغ بر او حمله، چون شیر خدا کرد
دست پلید آن ستمگر را جدا کرد
لشکر، برای یاری او حمله کردند
آخ! که با آن پیکر خونین چه کردند
از میهمان خویش استقبال کردند
قرآن ثارالله را پامال کردند
با آنکه بر هر داغ، داغ دیگرش بود
این داغ دل، تکرار داغ اکبرش بود
جهت بزرگنمایی تصاویر روی تصویر کلیک کنید