آخرین خداحافظی با شهید «علی محمد میر دریکوند»

در سال 1370 زمانی که می خواست با رفقایش عازم کردستان شود، یک روز که از پادگان به خانه آمد گفت: «ما باید راهی کردستان شویم». هر روز منتظر آنها بود که به سراغش بیایند و این [انتظار] دو سه روز طول کشید، بعد از این تأخیر گفت: مثل اینکه قسمت نیست ما به مأموریت برویم. تا اینکه روز موعود فرا رسید و رفقایش به سراغ او آمدند. «شهید» به اطاق آمد و بچه ها را در بغل گرفت و بوسید و گفت: «می خواهید همراه باباتون به مأموریت بیایید». گفتم با باباتون خداحافظی کنید. آن روز، [روز] آخر بود، روزی که برای همیشه با هم خداحافظی کردیم. مأموریتش نزدیک یک ماهی طول کشید.
شادی روح آن شهید والامقام، صلوات.
راوی: (فاطمه میرهاشمی، همسر شهید)
منبع: ستاره های به خون خفته ی لرستان، ج2، فصل دوم (در دست چاپ)، نویسنده «حجت شریفی»، کارشناس امور شاهد و ایثارگران ادارهی آموزش و پرورش ناحیهی 2 شهر مقدس قم. از دلاور مردان لشگر 57 حضرت ابوالفضل (ع).