زندگینامه شهید الله کرم میردریکوند

شهید الله کرم نگاهش گرم و صمیمی و صاف و بی منت بود. در کنارش بودن آرامش خاصی داشت که توصیفش سخت و دشوار به نظر می آید.
هنوز بعد از سالیان قیافه مصممش را با آن لباس چریکی اش در جلوی چشمانم بی هیچ سیاهی شفاف باقی مانده است، تصور نبودن و برنگشتنش را در ذهن خود نداشتم جنگ بود و هر روز خبر شهید شدن این و آن، عملیات خرمشهر موجی از شادی در سراسر ایران برپا کرد موجی که به درستی شایسته مردان این مرز و بوم بود...اما چه کسانی این حماسه زیبای تاریخی را برای ملت ایران به ارمغان آوردند؟ آری
بودند کسانی که جان عزیز خویش را بر سر این آرمان گذاشتند و رفتند؛ شهید الله کرم یکی از آن افراد بود.
زندگی نامه شهید به نقل از پدر شهید
در منطقه گرمسیری جنوب شرق شهرستان پلدختر در محلی به نام تحت چان به سال 1347 شمسی اولین فرزند یک خانوده پا به عرصه وجود نهاد که پدرش او را نشانی از کرمٍ، خدای خود دانست و نامش را الله کرم گذاشت. خانواده کوچ رو و به فعالیت دامداری مشغول بودند لذا موفق به اخذ شناسنامه در همان سال تولد وی نشدند و به این علت سن قانونی شهید از سن شناسنامه اش بزرگتر بود… دوران کودکی اش در میان زندگی عشایری و کوچرویش ادامه پیدا کرد… در دوران نوجوانی بسیار فعال و کوشا و کاری بودند به طوری که بسیاری از امورات مربوط به کشاورزی خانواده را انجام می داد… در سال ۱۳۵۴ همراه خانواده به شهر خرم آباد مهاجرت و در روستای اسبستان ساکن و مشغول به تحصیل شد… به گواهی هم کلاسیها و معلمینش دارای استعداد فراوانی و هوش بالایی بودند. در سال ۱۳۵۶ به منطقه ماسور مهاجرت و دوران راهنمایی را در مدرسه ماسور ادامه داده و در همان سالها با شناخت و علاقه زیاد به صفوف مبارزان انقلابی پیوست، بطوریکه در همان سال قبل از انقلاب به عضویت فعالیتهای مسجد و کانون های مذهبی درآمدند. با آغاز جنگ تحمیلی با تلاش بسیار به جبهه اعزام شدند، آنچنان عاشق رفتن به جبهه بود که کاملاً روحیه و رفتارشان عوض شده بود و دوستانش به او می گفتند که با این روحیه و چهره حتما شهید می شوید... وی نمونه بارز و اسوه حسنه ای بود که به پدر و مادر و اقوام نیکی می کرد و در طول عمر شریفشان هیچ وقت با پدر و مادر حتی درگیری لفظی نداشته، احترام خاصی برای آنان قائل بود. با تمام دوستان و اقوام بخصوص دائی هایش صمیمی و بیشتر اوقات را با آنها می گذراند((دایی هایش: دکتر جانباز علی میرهاشمی فرمانده اطلاعات عملیات سپاه سوم قدس، سردار شهید مصطفی میررضایی معاون عملیاتی لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع)، شهید علی محمد مدیریت اتاق جنگ و…)) در مراسمات عزاداری ائمه معصومین بخصوص امام حسین (ع) از فعالین بودند و علاقه ای خاص و عجیب به سالار شهیدان داشت در ماههای محرم که خیمه عزای امام حسین برپا بود شب ها همیشه نگهبانی تکیه را به عهده می گرفت، شب ها در تکیه و چادر عزاداری به سر می برد. بسیار صبور و بردبار و آنچنان صبر و توکل بر خدا داشت که در برابر تمام مشکلات پیش آمده همیشه با راز و نیاز و نیایش مشکلات را حل می کرد. شهید یکی از فعالان و شرکت کنندگان در راهپیمایی های سال ۵۷ بودند بطوریکه در روز ۲۲ بهمن ۵۷ با توجه به فعالیت و کوشش فراوان که داشتند خبر شهادتش را اعلام کردند و نامش را جز افرادی که در درگیری با نیروهای نظامی رژیم شاه به شهادت رسیده است اعلام کردند. ایشان همچون تمام شهدا عشق و علاقه خاص به امام (ره) داشتند و مقلد ایشان بودند و در تمام حرکات و رفتارشان امام را رهبر و الگوی خود می دانستند و صحبت ایشان همیشه این بود که شهرها باید آزاد شوند تا مردم به خانه هایشان برگردند باید انقلابمان را با خونهایمان آبیاری کنیم. باید اسلام زنده بماند... در عملیات بیت المقدس جمعی تیپ بدر بود که در مرحله اول عملیات خرمشهر مجروح می شود و به بیمارستان صحرایی اعزام می گردد که بعد از مداوا مجدداً به سرعت از بیمارستان به سوی جبهه رفته و در مرحله دوم عملیات پیروزمند خرمشهر در تاریخ ۱۹/۲/۶۱ در نبردی تن به تن و شجاعانه به شهادت می رسد و جسم مطهرش در قبرستان خضر خرم آباد(بهشت۱۰) در کنار دیگر همرزم شهیدش”سبزخدا دریکوند”به خاک سپرده می شود.
وبلاگ سروگل (وب سایت تژگاه)