بخاطر جنابعالی و چون تو گفتی ای به روی چشم، در خدمت شما هستم

شامیرزا سلامتی : در رابطه با مقرتیپ 57 ابوالفضل(علیه السلام) قبلاً درب پادگان تقریبا سمت شرق پادگان بود میخواستند بندازند طرف شمالش؛ همین درب فعلی به طرف جاده کمربندی، چندین بار مسئولین تیپ به مالکین اراضی و عمده مالک مرحوم حاج صیدمحمدخان میر (پدر شهید هدایت میر دریکوند) که از سران و بزرگان ایل دریکوند بود مراجعه نمودند، بیشتر زمین ها متعلق به او بود و ایشان هم قبول نمی کرد که زمین به پادگان بدهد، می گفت زمین های کشاورزیش هستند. هر چه هم میخواستند مالک را راضی کنند راضی نمی شد. سرانجام «سبزخدا» رفته و با ایشان صحبت نموده بود؛ موقعیکه با ایشان برخورد کرد «سبزخدا» را نشناخت، اما شهید او را میشناخت (چون از یک قوم و طایفه بودند) وقتی رفت صحبت کرد میرصیدمحمد که ایشان را نشناخته بود موقع دیدنش شیفته صحبت کردن و برخوردش شده بود بهش گفته بود تو کی هستی، «سبزخدا» هم خودش را معرفی نمود، میرصیدمحمد هم دست در گردنش انداخته او را بوسیده و گفته بود تو افتخاری برای همه ما هستی، من چندین مسئول آمده و قبول نکردم ولی بخاطرجنابعالی و چون تو گفتی ای به روی چشم و من در خدمت شما هستم...
اصلا جاذبه خاصی داشت عموم مردم او را دوست داشته و میشناختند اینها عین حقیقت است، ایشان شایسته تکریم بزرگداشت است آن زمان ایشان فرمانده عملیات بوده و این ماجرا بعد از قطعنامه بود و بدین ترتیب پادگان هم با رضایت مالک و مالکین تغیرات خود را انجام داد.
راوی: شاه میرزا سلامتی. دو برادر رشید و نامی ایشان به نام های «شهیدین سبزخدا سلامتی و علی میرزا سلامتی» به بهشت جنان عروج کرده اند که یاد و نام آن شهیدان والا مقام را گرامی می داریم.