توجه به مشکلات زندگی مردم

شهید میررضایی در همه حال حتی در میدان جنگ از کمک به افراد ناتوان و درمانده غافل نبود. سربازی در قسمت ما به خدمت اشتغال داشت که پدر پیر و ناتوانش دست تنها در کار کشاورزی امرار معاش داشت. با فصل برداشت محصولات کشاورزی؛ پیرمرد پیام رسانده بود که به علت پیری و ناتوانی جسمی، فرزندش با گرفتن مرخصی به دیارشان برگردد و کمک حال پدر در جمع آوری محصولات باشد. اما مسؤولین به دلایل سازمانی با درخواست مرخصی سرباز موافقت نکرده بودند. وقتی «سبزخدا» متوجه موضوع شد از آنجا که خودش فرزند عشایر و کاملاً در روند جمع آوری پر زحمت محصولات کشاورزی در آن زمان قرار داشت، بلافاصله با مرخصی او موافقت نمود و به او گفت: برو به پدرت کمک کن و کشت و کار را جمع کنید و هر زمانی که کشت ها را جمع نمودید برگرد. سرباز رفت و کمک پدرش کشت ها را جمع نمود و نحوهی مرخصی گرفتنش را هم به پدرش گفته بود.
پیرمرد کشاورز تا جریان را شنیده بود دعای بسیاری برای «سبزخدا» کرده بود. «سبزخدا» همیشه برای رضای خدا کار می کرد و همین کردار نیکش مردم را مجذوب او کرده بود.
پی نوشت: خاطره از محمدرضا دریکوند؛ بسیجی هشت سال دفاع مقدس.