تواضع در عین اقتدار

گردان تحت فرماندهی شهید «سبزخدا» به خاطر ویژگی های منحصر به فرد او همیشه ممتاز بود. اخلاق خوب و پسندیده، فروتنی و یکرنگ بودن با نیروها باعث شده بود پیر و جوان، فرمانده و فرمانبر- همه و همه- به او علاقه مند باشند. با همه خودمانی بود. با پیرها، پیر بود، با جوان ها، جوان و شاد و با کودکان کودکی می کرد. چهار دست و پا راه می رفت و بچه ها را روی گردهی خودش سوار می کرد و برایشان صدای جانوران مختلف را در می آورد و کودکان لذت می بردند. بچه ها از سر و کولش بالا می رفتند و او از این کار ذوق زده می شد. بعضی از اطرافیان بخاطر این رفتارها از او ایراد می گرفتند و او گاهی نظر مرا در این باره می پرسید. من به او می گفتم کارهای تو فقط مرا به یاد روایاتی می اندازد که در باره ی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) و علی مرتضی(علیه السلام) خوانده ام و شنیده ام. من به حال تو غبطه می خورم که در جبهه فرماندهی مقتدر و در برخورد با کودکان، هم بازی آن ها هستی. خلاصه این که آن شهید در عین اقتدار، متواضع بود.
منبع: ستاره های به خون خفته ی لرستان، فصل دوم، نویسنده «حجت شریفی»