شهید مجتبی فلاح جوانمرد آسمانی
به افراد نیازمند و ضعیف توجه خاصی داشت و همیشه در صورت امکان به نیازمندان کمک میکرد / جوانمردی تا آنجا که داوطلب شد به جای همکارش به استان مرزی منتقل شود.

راوی: سرگرد هادی منصوری:
در یکی از روزهای سرد زمستان همراه با مجتبی با خودرو شخصی در راه منزل بودیم که ناگهان مجتبی در کنار جاده چشمش به یک پیرمرد که اندامی لاغر و ضعیف داشت افتاد، کنار پیرمرد توقف کرد و گفت بگذار این پیرمرد را هم تاجایی برسانیم؛ پیرمرد سوار شد و حرکت کردیم مجتبی از پیرمرد سؤال کرد که عمو توی این سرما کجا بودی و کجا میری؟ پیرمرد جواب داد: چند روزیه که دست خالی به خونه بر میگردم و شش تا هم فرزند دختر دارم که برای آنها ناراحتم. مجتبی دوباره از پیرمرد پرسید قبلاً که کار میکردی روزی چقدر بهت مزد میدادند پیرمرد گفت روی 5 هزار تومان در همین حین بود که مجتبی داشبورد ماشین رو باز کرد و از کیفش 50 هزار تومن برداشت و به پیرمرد داد و گفت این مزد ده روزته، برو خونه این ده روز را با خیال راحت استراحت کن. پیرمرد چنان خوشحال شده بود که همش داشت برای مجتبی دعا میکرد پیرمرد را در سر راه منزلش پیاده کردیم و من به مجتبی گفتم که خودت هم وضع مالی بسیارخوبی نداری که اینطوری به نیازمندان کمک میکنی مجتبی در جواب گفت که خدا خودش روزی بنده هاش رو میرسونه؛ حتماً قسمت این پیرمرد این بوده که سر راه ما قرار بگیره و خدا توسط ما روزیاش را بهش برسونه و آخرش هم گفت خدا برزگه وبه طرف منزل حرکت کردیم.
شهید مجتبی فلاح پس از حدود 5 سال خدمت در استان کردستان این بارتصمیم بازگشت به زادگاهش استان لرستان شهرستان خرم آباد را گرفت و با انتقال به این شهرستان در مرکز راهنمایی و رانندگی داخل شهر خرم آباد مشغول به خدمت به همشهریان خود شد.
در طول دوران خدمتش در خرم اباد همراه با همسر و فرزندش کنار پدر و مادرش درخانه پدری زندگی میکرد.
شهید مجتبی فلاح علاقه شدیدی به مادرش داشت و هرجا که میرفت بین اقوام و آشنایان همیشه از مادرش تعریف و تمجید میکرد شهید مجتبی فلاح پس از حدود دوسال خدمت در شهرستان خرم آباد با توجه به این که یکی از همکاران و دوستانش به نزد او آمده بود و گفته بود که به استان سیستان و بلو چستان انتقال یافته است و بدلیل این که همسرش در بستر بیماری است نمیتواند در این زمان او را تنهایش بگذارد.
یکبار دیگر حس جوانمردی شهید مجتبی فلاح به او اجازه نداد که ببیند همکارش بخاطر این مشکل سردوراهی قرار گرفته است و از این بابت عذاب میکشد و به همین خاطر بطور داوطلبانه به عنوان جایگزین به جای همکارش به استان سیستان وبلو چستان منتقل شد و این بار در پلیس راه زاهدان به خاش مشغول به انجام وظیفه شد.
شهدای ناجا/