دسته بندی : شهدا / شهدای سپاه / خاطرات / ویژه / گزارش / پیشنهاد مدیر نسخه قابل چاپ تاریخ: 10 شهریور 1400 - 20:32 - شناسه خبر : 965
شهادت دومین فرزندم
امام جعفرصادق (علیهالسلام):
أَجْوَدُ النّاسِ مَن جادَ بِنَفسِه وَ مالِهِ فی سبیل الله تعالی.
سخاوتمندترین مردم آن کسی است که جان و مال خود را جوانمردانه در راه خدای متعال تقدیم نماید. (مستدرک، ج ١١، ص ٨)
راوی: جناب سرهنگ میرولی ماسوریشهید حاجی رضا دریکوند یکی از اعضای فعال پایگاه شهید دستغیب ماسور بود. شهید از طریق پایگاه مقاومت به عنوان یک بسیجی به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد. حاجی رضا و برادر شهیدش محمد میرزا دریکوند در یک خانواده مذهبی، مومن، متدین و عاشق وطن رشد یافتند و تحت تربیت صحیح پدر و مادر گرامی خود (مرحوم خدانظر و مرحومه زینب) قرار گرفتند.
شهید حاجی رضا بسان برادر شهیدش محمدمیرزا، برخوردار از صفات و ارزش های اخلاقی بودند. از جمله؛ خوش اخلاقی و اخلاص این دو شهید عزیز و مردمداری آنان زبانزد دوستان محله ماسور بود.
مادر شهید -که خداوند او را مشمول لطف و عنایت خود قرار دهد و روحش با صدیقه طاهره (س) محشور شود- قبل از اینکه حاجی رضا شهید شود روی پشت بام نشسته بود و می گفت: رفتم به یک آرامستانی، خانمی را در حال گریه دیدم که می گفت: اولی ام، دومی ام!!
گفتم چرا اینجور می گویید؟ گفت: من دوتا از فرزندانم شهید شدند آن هم با فاصله کمی، گریه می کرد و می گفت: اولی ام، دومی ام.
مرحومه زینب می گفت: بعد از محمد میرزا، حاجی رضای من هم تازه رفته، تمام بدنم می لرزد. درست بعد از یک هفته خبر آمد که دومین فرزندش (حاجی رضا)، در اسلام آبادغرب (عملیات مرصاد) هنگام درگیری با نیروهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) بر اثر اصابت گلوله به کتف به همراه 304 نفر از رزمندگان میهن؛ به فیض شهادت نائل آمده.
روحشان شاد، یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.