صفحه نخست > اخبار روز / فرهنگی - اجتماعی / گزارش > غزّه می‌سوزد میان آتش و خون

غزّه می‌سوزد میان آتش و خون


3-08-1402, 19:24. نويسنده: admin

عصر شعر سراسری «اسم شب، صبح است» با حضور اهالی اندیشه و قلم همزمان با سایر استان های سراسر کشور در استان لرستان برگزار شد.

همزمان با شروع دور تازه‌ای از جنایات بی‌رحمانه رژیم اشغالگر صهیونیستی و با هدف همبستگی محافل ادبی کتابخانه‌های عمومی کشور با مردم غزه، عصر شعر سراسری «اسم شب، صبح است» به نشانه حمایت از فلسطین و با همت نهاد کتابخانه های عمومی کشور ، همزمان با سایر استان های سراسر کشور در استان لرستان با حضور سیدسجاد راستخانه، مدیرکل کتابخانه های عمومی؛ میثم زندیه شیرازی، معاون اداره کل و جمعی از شاعران و اهالی قلم در بخش سنتی کتابخانه مرکزی خرم آباد برگزار شد.

مدیرکل کتابخانه های عمومی لرستان در ابتدای این مراسم ضمن تبریک ولادت با سعادت حضرت امام حسن عسکری (ع)، بیان داشت: امام حسن عسکری علیه السلام در تاریخ اسلام بالاخص تشیع نمادی از استقامت در برابر ظلم دستگاه فاسد عباسی و نیز دارای طولانی‌ترین سابقه‌ی حبس و زندان هستند و یکی از درس هایی که از زندگی این امام همام می توان گرفت مبارزه با ظلم و ستم است.  

 سید سجاد راستخانه به جنایت جدید رژیم صهیونیستی علیه مردم مظلوم فلسطین و غزه اشاره داشته و افزود: جنایات اسرائیل در فلسطین اشغالی محصول تفکر و فرهنگ استکباری سران آمریکا است که هیچگاه قابل جمع شدن در فرهنگ توحیدی ملت ایران نخواهد بود و اسرائیل تاکنون به‌جز قتل‌عام و کشتار هیچگونه دستاوردی نداشته است.

 وی با گرامیداشت یاد و خاطره شهدا به ویژه سیدالشهدای مقاومت، سردار سپهبد شهید سلیمانی، تصریح کرد: دنیا یکی از بحرانی‌ترین زمان‌های خودش را دارد سپری می‌کند و اتفاقات تلخی که دل هر مسلمانی و هر آزاده‌ای را در هر جای دنیا به درد می‌آورد.  اما باید تاکید داشت این ضربه‌ای که اسرائیل خورد ترمیم پذیر نیست. اسرائیل اگر همه غزه را با خاک آسیب کند همین مسئله که اسرائیل نمی‌تواند امنیت شهروندان خودش را تأمین کند فراموش شدنی نیست.

 در این مراسم علیرضا حکیم، محمدجواد قیاسی، محمدعلی ساکی‌، خاطره خاتون جلدانی و نسرین حاتمی به شعرخوانی پرداختند.
برگ‌ریز (علیرضا حکیم):

 غزّه می‌سوزد میان آتش و خون
 روی شهر ازخون گلها گشته گلگون    
هر طرف بمب است و موشک،مرگ و عُصیان
 شهر پر از غنچه‌ی سر در گریبان
 قصّه‌ی ویرانی است و اضطراب است
 داستان کربلا و قطع آب است
 باز صدها حرمله کودک کش آنجاست
 از یزید و ابرهه نقشی هویداست
 قصّه‌ی چنگیز و ایران است غزّه
 برگ‌ریزِ جان انسان است غزّه
محمد علی ساکی:

 باز هم صدای آزادی
 باز پخش رادیو فرداست
 پایگاه جور اسراییل
 سالیان سال یو اس آست
 سینه چاک رقص با شمشیر
 جاهلیتی نوین دارد
 ادعای کدخدایی بر
 پنج قاره ی زمین دارد
 چون تمایلی جنون آور
 برتفنگ و نفت وخون دارد
 دشمنی ریشه داری با
 لاله های واژگون دارد
محمد جواد قیاسی:

 نیمه‌شب بود که دنیا به تلاطم می‌رفت
 آتشی در دل و جان همه مردم می‌رفت
 یک‌نفر، از سفر خون و خطر می‌آمد
 اختری بود که از شب به سحر می‌آمد
 ماه...، درمانده و در چنگ مُحاق افتاده
 برکه...، دلتنگ و در احوالِ فراق افتاده
 خاکِ بغداد، در اندیشه‌ی یک رویش سرخ
 بذرهای گل لاله، پی یک پویش سرخ
 چه سرانجامی از اوّل، هوس جریان داشت
 که اج قصد هماهنگی یک بحران داشت؟
 یک‌نفر، از سفر خون و خطر بر می‌گشت
 اختری بود که از شب به سحر بر می‌گشت
 تنِ سرمازده‌ی فصل زمستان را دید
 خالیِ خلوت آغوش بیابان را دید
 پشت سر گوش دل از همهمه و مظلمه پر
 پیشِ رو، دشمن بدکینه در آهنگ ترور
 آسمان، در جریان بود ولی هیچ نگفت
 تا که حالات خزان، از دل دی‌ماه شکفت

بازگشت