صفحه نخست > میررضایی / گزارش خبری / فرهنگی - اجتماعی / ویژه / گزارش > مشکلات فراوانی از روستائیان و عشایر دهستان میانکوه که گروه جهادی شهید میررضایی را به عرصه میدان کشاند.

مشکلات فراوانی از روستائیان و عشایر دهستان میانکوه که گروه جهادی شهید میررضایی را به عرصه میدان کشاند.


4-02-1403, 11:46. نويسنده: admin

گروه‌ جهادی سردار شهید مصطفی میررضایی از سال 1392 با مدیریت سردار حاج ولی الله میرهاشمی؛ با مجوز سازمان بسیج سازندگی به شماره 139902018721 در سامانه­ اطلس جهادی، در حوزه دهستان های میانکوه شرقی و غربی و شمال دهستان جلوگیر شهرستان پلدختر، با توجه به منویات امام خامنه ­ای (حفظه الله)، عرصه محرومیت‌زدایی و پیمودن راه و آرمان‌های سنگرسازان بی‌سنگر را در پیش گرفت و بسیاری از مشکلات را با همت و تلاش مسئولین استان و شهرستان­های خرم آباد و پلدختر و خیرین رفع نمود.

در ابتدا مروری به مشکلات دهستان میانکوه لرستان و در پایان به بخشی از خدمات صورت گرفته اشاره خواهد شد.

سردار حاج ولی الله میرهاشمی 

نیم نگاهی به مشکلات دهستان میانکوه لرستان:

دهستان میانکوه لرستان، جایی بین استان‌های لرستان، خوزستان و چهارمحال و بختیاری است که در ۶۰ کیلومتری جنوب غربی خرم آباد و ۴۰ کیلومتری شرق پلدختر قرار گرفته است. مردم منطقه در گویش محلی به آن «میکو» می­ گویند. شغل غالب مردم دامداری است و مردم منطقه زندگی خود را از راه چرای گوسفندان در مراتع می‌گذرانند. بیشتر طول سال چراگاه­ بسیاری از مردم اطراف خانه‌هایشان هست، به همین دلیل بین خانه‌های روستایی دست کم یک و نیم کیلومتری فاصله است. 

میکو به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می‌شود. قلعه میشوند پرجمعیت‌ترین روستای میکوی غربی است. برخورداری از مواردی نظیر خانه بهداشت، مدرسه و خانه عالم این روستا را به مرکزیتی برای سایر روستاها تبدیل کرده است، مرکزیت حدود ۷۰ روستا با جمعیت چند هزار نفری که دور تا دور قلعه میشوند قرار دارند.

اینجا همه مشغول مشغول هستند. بیکاری در میکو، لغت گنگ و بی‌معنایی است. مردها هنگام طلوع با گله ­های گوسفندان می‌زنند به دل صحرا و نزدیک غروب برمی‌گردند. پسران هم از 14 _۱۵ سالگی، همراه پدرانشان می‌شوند تا رسم صحرا و اداره­ ی زندگی را با تمام سختی­ هایش بیاموزند.

تقریبا تمام مردم میکو برای چرای دام ­هایشان می­روند به همین دلیل جمعیت اصلی روز روستاها را بانوان تشکیل می‌دهند. بانوان منطقه به نوعی خانه‌دارند اما متفاوت با معیارهای خانه‌داری امروز، آنها تقریباً تمام مایحتاج زندگی را از شیر، پنیر، کره و ماست گرفته تا روغن و چیزهای دیگر را خودشان درست می­ کنند. لازم باشد؛ پشم چینی می‌کنند یا پوست و چرم دباغی می‌کنند تا پوشاک و مسکن زندگی خود را تامین کنند. و این همه غیر از وظایف مادری و همسری آنهاست، زندگی در میکو، با کار و روحیه ­ی تلاشگری عجین شده است و بیکاری و کسلی برای مردم منطقه غریب است. با چنین  مردمی می ­توان گفت: هر کار و فعالیتی، نتیجه بخش و سودمند خواهد بود. 

از دیگر نقاط قوت میکو می‌توان به طبیعت بکر و دست نخورده‌اش اشاره کرد. کوه‌های سر به فلک کشیده ­ی زاگرس، دور تا دور میکو را احاطه کرده است. منطقه پر است از صخره‌ها، غارهای تو در تو، قله‌های بلند، چشمه‌ها، آبگیرها و آبشارهای فصلی زیبا. زیبایی طبیعت میکو به قدری است که اگر به یک منطقه ­ی گردشگری تبدیل شود، می‌تواند به تنهایی بار تامین هزینه‌های اهالی را به دوش بکشد. اما اصلی‌ترین ویژگی طبیعت و آب و هوای میکو، تناسب آن برای دامداری و دامپروری است. مراتع و چراگاه‌های طبیعی و خدادادی و آب و هوای مناسب میکو، اینجا را به یک استعداد بالقوه ­ برای پرورش دام تبدیل کرده است.  

مردم فعال­ هستند، هوا بد نیست، زمین وسیع است و پر مرتع، اما خبری از پرورش وسیع و حرفه‌ای دام نیست. حتی دامداری هم به قدر کافی وسعت ندارد. حدود 150/000 دام در منطقه وجود دارد که بسیاری از این دام‌ها استیجاری است و فقط وظیفه­ ی نگهداری و رسیدگی به آنها به عهده ­ی اهالی است. هرچند بسیاری از شرایط برای پرورش دام مناسب است، اما آب کافی و مناسب برای پرورش دام نیست. گله داران برای تامین آبشان یا باید از کوه‌ها بالا بروند تا به چشمه‌ها و آبگیرها برسند یا آب شرب خودشان را با آنها تقسیم کنند. 

زمین منطقه از سنگ است، این باعث می‌شود تا نتوان آب چشمه‌ها را هدایت کرد و چون آب باران هم در این زمین فرو نمی‌رود، نه خبری از سفره‌های آب زیرزمینی هست و نه اگر خبری باشد می‌توان چاه حفر کرد. با چنین وضعیتی، در واقع آب به عنوان یکی از اصلی‌ترین مشکلات منطقه، نیازمند یک درمان مکانیزه و زیرساختی است. ساخت آبگیرهای بزرگ، کانال کشی و هدایت آب به مناطق روستایی، اولین راهکار پیشنهادی برای حل این مسئله مهم منطقه بوده است. 

قبل از ورود گروه جهادی، در میکو فقط قلعه میشوند آب داشت، آن هم یک لوله آب که تنها راه تامین نیاز آب همه اهالی میکو به آب بود. قصه کمبود آب درد مشترک همه اهالی میکو است. مردم آب شرب­شان، پختن و حتی شستشوی خود را تنها از طریق همین لوله تامین می‌کنند. آنها تانکرهای آبشان را به قلعه میشوند می‌آورند و آب مورد نیاز یک هفته یا چند روزشان را دریافت می‌کنند و به روستاهایشان برمی‌گردند. آب تمام این ۷۰ روستا از همین لوله تامین می‌شود، برای همین است که اگر قطعی آب در کار نباشد مردم باید دست کم نصف روز در صف بمانند تا جیره ­ی آبشان را دریافت کنند.

 اهالی می‌گویند بعضی وقت‌ها این صف‌ها تا چند روز به طول می‌انجامد. محمدی بیرانوند از عشایر غیور در این رابطه می­ گوید:

 «آب یکی از مشکلات اصلی ماست، پاییز‌ها که به اینجا کوچ می­ کنیم کلاً آب نداریم، بقیه سال هم به زحمت آب تهیه می‌کنیم. وضع آب شرب ما خیلی خرابه به طوری که در پاییز، بچه‌ها و گوسفندان دچار تشنگی زیاد می‌شوند و به سختی آبی تامین می­ کنیم». 

علی پناه زینی­وند، از دیگر اهالی شریف منطقه، این گونه از دردها می­ گوید: 

«مشکل ما آب است و جاده. الان حدود ۲۰ کیلومتر آمدیم برای آب، گوسفندان ما رها شده در بیابان هستند که خطر گرگ و دزد در کمین آنهاست. شب آب نیست که بچه‌ها بخورند، باید ۲۰ کیلومتر، 30 کیلومتر طی کنیم تا به آب برسیم، جاده خراب  است، بعضی شب­ها بچه‌ها تشنه می ­خوابند».

آب مایع حیات است و حیات مردم میکو در خطر هست. آب اما تنها مسئله­ ی اهالی میکو نیست. در قصه­ ی پرورش دام، دومین عامل عدم تحقق پرورش صحیح، نبود علم و تخصص لازم برای پرورش وسیع و حرفه‌ای دام ذکر گردید. ماجرای نبود علم و تخصص، فقط به اینجا و علوم تخصصی و آموزش عالی ختم نمی‌شود.

راستش را بخواهید مردم میکو حتی مدرسه درست و حسابی هم ندارند، دختران نمی‌توانند بیشتر از دبستان تحصیل کنند، مدارس پسران هم کپر و کانکس‌های از رده خارجی است که در فصل گرما کانون آفتاب است و در فصل سرما با بیرون فرقی ندارد. این کمبودها به همین جا ختم نمی‌شود.

 میکو درمانگاه دارد، اما از پزشک و پرستار خبری نیست. حتی هیچ اداره، بخشداری یا مرکز اداره‌ای هم ندارد با اینکه تمام میکو جز مناطق هدف اداره برق است ولی نزدیک ۷۰ درصد خانه‌ها برق ندارند. خبری از آنتن دهی و مخابرات هم نیست و برای این مسائل و بسیاری دیگر از مشکلات میکو هیچ اقدام درست و درمانی نشد، چون میکو جاده ندارد.

مسئله ­ی اصلی میکو جاده است، راه رفت و آمد به میکوه؛ چه از خرم آباد و چه از پلدختر یک مسیر سنگلاخی است که بعضی ماشین‌های خاص آن هم به ندرت می‌توانند در آنجا جابجا شوند. در بین روستاها هم تقریباً هیچ مسیری وجود ندارد. جاده شریان حیات جهان امروز است، جاده رگ انتقال حیات است، جاده علم و فن است، جاده آب است، برق است، گاز و تلفن و آنتن است، رفع مایحتاج زندگی است و خیلی چیزهای دیگر که در میکو از آنها خبری نبود. 

در میکو قیمت سوخت ۳ برابر است. ورود علوفه برای دام‌ها در فصل‌های مورد نیازشان رؤیا و سازندگی تقریباً دست نیافتنی به نظر می‌رسد چون میکو جاده نداشت. 

آنطور که سردار حاج ولی الله میرهاشمی مدیر گروه جهادی سردار شهید مصطفی میررضایی گفته ­اند: جاده حلال مشکلات است برای میکو، جاده که بیاید کارهای سخت آسان می‌شود، سوخت و مایحتاج گران ارزان می‌شود و بسیاری از مشکلات منطقه برطرف می‌شود، در واقع جاده حل خیلی از مشکلات را تصریح می‌کند، آب مردم تامین می‌شود، سوخت، غذا، مایحتاج و علوفه در دسترس­ و پرورش دامشان بهتر می‌شود. مدرسه‌ها سرپا می‌شوند و روند حل مشکلات روی دور می‌افتد، اما تا جاده به میکو نرسد، این محرومیت ادامه دارد. 

سردار در یک مصاحبه در این رابطه می­ گوید:

 «الان همه چیز شده جاده، شده وسیله، ماشین، تراکتور ... ماشین و تراکتور هم جاده می­ خواهد به علت اینکه این‌ عزیزان جاده ندارند، سالی خانواده است که لازم است حدود ۵۰ بار سایپا به منطقه بیاورد. اگر جاده آسفالت باشد، این ۵۰ تا بار را، با ۴ تا کامیون جا به جا و کرایه نصف می‌شود، یک سوم می شود. مگر این عزیز عشایر نشین، درآمدش چقدر است که ۵۰ تا 300 هزار تومان در طول سال کرایه بدهد. اگر جاده داشته باشند، با ۴ تا کامیون این بار را می‌آورد، خیلی به نفعش می‌شود، دردسرش و مشکلش هم کمتر می‌شود. اگر جاده باشد مریض اورژانسی داشتند، سریع می‌رسانند. الان در این منطقه، هر کس مریضی اورژانسی بگیرد یا می‌میرد یا تا برسانند پلدختر ناقص می‌شود. ما جا داریم حدود ۴۵ کیلومتر عمق منطقه است، از جاده آسفالت تا آنجا، این ۴۵ کیلومتر یک درصد باید با تراکتور مریض را برسانند، یک درصدی با ماشینی اگر پیدا شود، یک درصدی هم با سواری، تا برسد پلدختر کارش تمام است، برسد خرم آباد تمام است. آره مشکل اصلی جاده است».

 میکو بهشت است، بهشت محروم ایران. 


امام خامنه ای در رابطه با محرومیت زدایی و خدمت به مردم در بیانی زیبا فرموده اند:

وظیفه داریم فقر و محرومیت را در کشور از بین ببریم و به زندگی این قشر بیشتر رسیدگی کنیم. این، وظیفه‌ی ما و وصیت امام (ره) است. (بیانات رهبری در مراسم بیعت اقشار و مردم – 68/04/03) 

با ورود گروه جهادی سردار شهید مصطفی میررضایی بر اساس همین نگرش به ضرورت و ظرفیت کار جهادی و زدودن فقر و محرومیت از منطقه محروم میانکو، با همت مسئولین استان لرستان و شهرستان های خرم آباد و پلدختر و خیرین، بسیاری از این مشکلات را رفع شده و خدمت همچنان ادامه دارد ... 

برخی از خدمات انجام شده در راستای محرومیت زدایی :از این بهشت محروم
1.   آسفالت جاده تخت چان به طول ١۵ کیلومتر، مشروح گزارش در:

https://mostafamirrezaei.ir/1101-1101.html

2. بهره برداری از سایت تلفن همراه تخت چان پلدختر، مشروح گزارش در:
https://mostafamirrezaei.ir/1102-1102.html
3. نصب دکل مخابراتی در گردنه بوکو (تخت‌چان) 
https://mostafamirrezaei.ir/1097-1097.html
4. برق رسانی به 5 روستای کپر نشین دهستان میانکوه غربی 
https://mostafamirrezaei.ir/1091-1091.html
5. نصب تیر برق های دکل مخابراتی، گردنه بوکو، منطقه محروم تخت چان
https://mostafamirrezaei.ir/1086-1086.html
6.تأمین آب شرب اهالی ۷۰روستای منطقه تخت چان (افتتاح و بازسازی)
https://mostafamirrezaei.ir/1552-1552.html
7. توزیع آرد بین اقشار ضعیف و کم درآمد 
https://mostafamirrezaei.ir/1100-1100.html
8. توزیع بسته معیشتی
https://mostafamirrezaei.ir/1084-1084.html
9. توزیع آرد، در دهستان میانکوه غربی تخت چان توسط گروه جهادی (شهید مصطفی میررضایی) و گروه جهادی، حضرت خدیجه کبری (س) توسط برادران جهادی.
https://mostafamirrezaei.ir/1083-1083.html
10.تأمین آب شرب برخی دیگر از روستائیان و عشایر منطقه تخت چان پلدختر؛ نظیر گرچان، کبوتران و...
https://mostafamirrezaei.ir/1556-1556.html
11. آبرسانی به منطقه‌ی دادآباد خرم ‎آباد با پیگری های مستمر گروه جهادی شهید میررضایی در سال 1400
https://mostafamirrezaei.ir/1663-1663.html

بازگشت