طلبه شهيد علي عباس حسين پور در بیان آیت الله محمد یزدی / یادواره ای از استاد

بسمه تعالي
يادواه اي از استاد در وصف شاگرد
عباس حماسه آفرين فاو چه شد؟
آي اروندفاي رود خروشان تاريخ،اي بستر خونين،گوش كن:از چه اين چنين غران مي روي؟لحظه اي درنگ كن.اروند ديوانه،از فراز قله هاي بلند امواجت دامان خونين خود را نظاره كن،چه در بر داري؟سردار حماسه آفرين فاو را تا به كجا ميبري؟اين جنازه زيبا را از كجا اورده اي؟اي رود خروشان آيا ميداني دنبال نقش او اشك چشماني به عدد قطره هاي تو جاري است.خروش مكن،خود را فرو بگذارفعباس را،سردار را در بيكران بحر خود محو كن؛عباس را از ميان انبوه ستارگان امشب ميافكن.آي اروند صدايمان را بشنو.عباس جان برخيز،اي فرمانده مه سيما بلند شو.بار ديگر امواج را شناكنان در هم بشكن،عباس موج شكن بلند شو،تو تا ديروز فاو و بر همه كائنات اروند فرمان ميراندي.از چه ترا پيكر نيست؟از چه خاموشي؟فرمانده بلند شو بر فاو و تا ام القصر نظاره كن.دانشجو برخيز،دوستان را ببين و انان را از ترم هاي بي مغز دانشگاه خبر ده،عباس اروند را از نمايشهاي جسماني عبادات رياكاران نامقلد اگاه كن.اروند را بگو بسيار بودند كه اهل كوفه بودند و انكار كردند برادرم برخيز و بر زمين و زمان فخر بورز كه تو خدا گونه شدي.تو با اين تصميم خويش خواستي بشريت راهگذار را بياساماني.هركس را كه تشنه شهادت است عجبا در حسرت فهم اين راز خواهم سوخت كه در اين سنين جواني چگونه دل از دنيا و ما فيها بريدي و به يكباره قلل مرتفع سعادت و نيكبختي را طي نمودي و در كنار اصفيا و اولياء مسكن گزيدي،اين رازي است كه عقل و انديشه اسلامي را بدانجا راه نيست،خدا ميداند عباس كه بود و چه شد.اگر بشر ميدانست كه عند ربهم يعني چه شايد جواب اين سوال را مي توانست پاسخگو باشد.
دو سال از شهادت تو گذشت اما هنوز شخصيت روحاني تو ناشناخته مانده و يا خواهد ماند.اينك جاي تو در كلاس حوزه و دانشگاه خالي است ولي تو كلاس فشرده تاريخي،خون سرخت معيار زندگي است و ستم دشمن زيباتر از تو و دوستان شهيدت ندارد،تو بدانجا سفر كردي كه نور عشق و حقيقت چشم را خيره ميكند.تو به وصال حق رسيدي و ما توان رديدن و روئيت خورشيد را نداريم.
عباس بدان كه هرگز و راهت را فراموش نخواهم كرد و آندم كه بر مزارت حاضر ميشوم اوصاف شايسته و صفتهاي پسنديده و عبادتهاي عارفانه تو از كنار مغزم رژه ميرود و برايم تداعي ميشود كه اي بشر بشتاب كه ز ره نماني.
برادرت جعفر طولابي
بمناسبت دومين سالگرد شهادت طلبه و دانشجوي عارف،غواص اطلاعات عمليات،شهيد علي عباس حسين پور شهادت:چهارشنبه 23 بهمن 64 در عمليات والفجر 8 در محور فاو-بصره به هنگام گرفتن وضوي نماز مغرب
سخنراني در مورد شهيد علي عباس حسين پور توسط حجت الاسلام محمد يزدي نائب رئيس مجلس شوراي اسلامي
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدالله رب العالمين در اين محفل بسيار مقدس و عزيز در محضر آيات و حجج اسلام (حجت الاسلام واعظ طبسي) و سروران گرامی و خانواده محترم شهيد بزرگ در خانه علم در جوار مرقد مطهر ثامن الائمه حضرت رضا سلام الله عليه.
من تصور خودم را با آن مفهوم كم و سنگيني كه از شهيد و شهادت دارم ميخواستم در نمايش عرض كنم كه مسئله شهادت و شهيد آن نيست كه ما ميگوئيم بله يكي در راه خدا دفاع ميكند با زبانش يكي دفاع مي كند با قلمش يكي دفاع مي كند با جانش خوب طبعاٌ چون جان عزيزتر از ثروت قلم و زبان با قلمش حيثيت فضيلت مقام است پس اين دفاع ارزشمندتر است پس طبعاٌ ثواب و جزا و نتيجه اي كه به او مي دهند افضل و اشرف از ساير ثواب هاست.اين نوع يك بحث درباره شهيد هست دورنمايي كه من خود دارم و معتقد هم نيستم كه درست درك كرده ام به مقداري كه تصور دارم اصولاٌ مسئله شهادت پيوستن قطره به درياست و در حال پيوستن به دريا خواه ناخواه حصار قطره از بين رفتني است و قطره ديگر قطره نيست قطره تا قطره است امكان آلوده شدن دارد ولي وقتي قوه مخيله نيست گاهي من يك توصيف شاعرانه درباره شهيد ميكنم كه زمين را بريدي زمان را دريدي خورشيد را چه كردي ماه را چه كردي اين يك بحث شاعرانه است البته بعضي جاهاش هم عارفانه است.
بنده ميخواهم عرض كنم كه بحث شهادت بمراتب برتر است از اين قبيل مباحث شاعرانه و يا حتي استاد شهيد بزرگ علامه مطهري دگر شدن است نه دگرگون شدن كه دگرگون شدن حفظ كردن خود و گونه عوض كردن است اما دگر شدن از دست دادن خود و دگر شدن است و اگر دگر شدن آنچنان باشد كه به وجه الله بشود نظر كرد خدا گونه شدن نيست خدا شدن است و خدا شدن در اين بحث چه معنا دارد بنيه فكر و استدلال نيكشد كه بتواند درست توضيح دهد يك فرزند من و شما به هنگامي كه در خانه و زندگي من و شماست يك فرزند است يك دلبند است مورد علاقه و عاطفه هست ولي بحث عاطفي است اگر اين فرزند ميماند و بزرگ ميشد زن پيدا ميكرد بچه پيدا ميكرد.استاد ميشد يك هنرمند ميشد يك شاعر ميشد دهها اثر از خود بوجود مي آورد و آثارش در جامعه مي ماند كه ديگران را باز تحت تاثير بگذارد براي كمال-بله در گردش نظام طبيعت منشاء اثر تكامل براي خود و ديگران تا حدي بود اما اين فرزند وقتي به جبهه جنگ رفت براي خدا كه وقتي چراغي نيست و نوري نيست دعاي كميل را از حفظ ميخواند يعني كميل وار با خدا صحبت ميكند و ميگويد من ديگر بين شما برنمي گردم به من يك چنين الهامي شده است من ديگر به شما برنمي گردم من در اين حركت شهيد خواهم شد همين الهام نشان از يك رابطه اي است و همان روحي كه ميتواند از حفظ كميل وار با خدا صحبت بگويد يعني روحش با اين درجه ارتباط نزديك هست وقتي براي خدا ميرود و در لحظه اي ميرسد كه همه چيز به خدا ميدهد حصار كه شكست ديگر نفس و روح معنوي اين انسان غير از آن انساني است كه در مسير تكامل اين جهان با استفاده از عوامل تكامل پيش رفته و رسيده است به يك مرحله اي كه من نميدانم اسمش را جهش ميشود گذاشت در عالم معنا جهش وجود ندارد هرچه هست اين بحث بسيار دامنه وسيعي دارد من تصور خودم را عرض ميكنم به محضر خانواده شهيد كه حضور دارند با پوزش از محضر اساتيد و اعلام كه اين فرزند و بخصوص سلام الله عليه بوده است و براي خدا به جبهه رفته است واقعاٌ همانطور كه در كلمات بعضي از آقايان كه شعر و مقاله ميخوانند گريه مربوط به مرده است و اينها نمرده اند اينها زنده اند و كلمه زنده در اينجا نه بدان معناست كه من و شما از زندگي موجودات و گياهان و حيوانات و انسان كه خودمان درك مي كنيم زنده در اينجا همانا زنده است كه خداوند حي قيوم زنده است چون ينظر به وجه الله اگر يك يك موجود با شهادت مي خواهد رو در روي خدا بايستد مگر خدا رو دارد خدا كه عين ما تولو فتمه وجه الله مي خواهد چنان شود كه رو به خدا نگاه كند بايد خدايي شود در حدي كه بتواند به خدا نگاه كند اين نمي تواند با حد و مرز باشد و زندگي او نمي تواند چنين زندگي باشد آن زنده اي است كه خدا زنده است معني خداوند زنده است چيست حيات خدا عين وجود خداست و عين كمال خداست و عين علم و اراده خداست از اين سنخ حيات است.پدر عزيز و گرانقدر براي شما سنگين است تحمل اين مصيبت درست است ولي نه من و نه شعرائي كه اينجا شعر گفته اند و نه صاحبان سليقه اي كه مقالات بسيار جالبي اينجا خوانده اند و تصور مي كنم و نه نقاشان و هنرمندان و كساني كه صحنه هايي درست مي كنند كه يك مقدار بتوانند اين مسائل را مجسم كنند توان اينكه بتوانيم مقام شهيد را كه در راه خدا جان داده است مجسم بكنيم نداريم و بايد گفت به همان معناي اصلي كه قرآن گفته است تصور نشود كه اينها مرده اند اينها زنده اند و تصور نشود كه چون زندگي من و شما اينها زنده اند و چون ينظر به وجه الله نه تنها زنده اند بلكه عند ربهم يرزقون و رزقا آنها رزق بسيار اعلا و بالاايست كه بسياري از آن قبل تصور براي ما نيست.مجدداٌ پوزش مي خواهم از پر حرفي هايي كه كرده ام من ثواب اين مقدار بحثي كه اينجا شد و مقدار ثواب حديثي كه خوانده شد به روح پاك اين شهيد بزرگ از اين دانشگاه و به روح بزرگ اين شاگرد امام صادق و امام هشتم سلام الله عليه هديه مي كنم.
خدا به مقام والاي اين شهيدان عزيز اين جنگ را به همين زودي به نفع اسلام به پايان برسان.رزمندگان ما را به پيروزي نهائي برسان.طول عمر و عزت به رهبر انقلاب عنايت بفرمائيد در حضور حضرت بقيه الله تعجيل بفرمائيد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته