دست نوشته هایی از شهيد علي عباس حسين پور
«مشعله هاي قيام» به پاس قيام 19 دي

هيجان لحظه هاي انفجار آتشفشان ستاره هاي 19 دي براي هميشه در دل تاريخ ماندگار خواهد ماند.
سپيده در خشت كه نويدبخش روح پرتلاطم ما در طپش پيروزي فرياد جرس آزادي گرامي باد.ناتواني قلم در ستايش اين قيام و رسانيدن پيام از آن همه تلاش در مسير پيدايش تابش نور آرامش بخشنده و حيات بخش احكام درخشان انسان ساز اسلام را پنهان چرا كه آزادگي و آزادي نيز چگونه توصيف گردد.
غزلوارهاي حاصل تفكر شاعران چند،روشن و آگاه توان انعكاس انوار مقدس آن انفجار را در آينده زمان و در بستر ادب دوران براي ماندگاري عظمت آن شعار بزرگ،شايسته و بايسته نبود كه قيام دي قيام ديگري است.
آنروز شب شب بود.تاريك تاريك.من آسمان را هميشه روشن از آبي خود ديده ام و پر از نشانه هاي آتش افروخته ستاره هاي درخشان روز براي من عجيب بود در باورش بس سخت و انديشه اش ناملايم و دشواري نمود.
اما برادر تلخي شب را هم بايد باور كرد.سكوت هم حقيقي است گرچه شكوه فرياد در آن سست اما آنچه كه هست هميشه شكوهمند است.
تاريخ كه سرانجامش به آسمان نرم و لطيف آبي مي پيوندد نيكوست كه در وراي آن پرچم سبزرنگ گرفته از سرخي خون شهيدان قيام 19 دي هاي شما در اهتزاز به نشان پيروزي حق بر باطل است كه گواه رفتن باطل است.جاء الحق است و زهق الباطل است.
آري برادر از سخن دور نگرديم شب را مي گتم كه بس سهمگين بود و سنگين.مي دانيد معناي اختناق تنفس ما را بس دشوا قفسه هاي سينه مان را بسيار فشرده و حنجره هامان را در سرطان مرگ جاودان نموده بود.
بسياري شب را باور كرده بودند وجود خفاشان پست را در دعوت به نظام پليد شب آواي شوم جغد ياس در جابجايي ديار شب گرفته در خيابانهاي افسون شده بلند بود.
آنان كه شب را باور نكرده بودند غمگين و افسرده به كنجي خلوتي در گوشه اي افسوس لحظه هاي شادماني پيروزي را در قطرات سرشكشان جاري بر گونه هاي سرخ رنجيده شان بر تقدس انفجار برگزيده بودند.
و گروهي ديگر ياس را ايمان آوردند و در انتظار موعودي كه ما هم وجودش را باور داريم در جا زدند غافل از آنكه موعود اسم در انتظار اذن خداي مردم است كه بگويد هان اينك صداهاي طبل هاي انباشته از آهن (حديد)آمادگي خويش براي جويش طريق رويش خود اعلام مي دارد هنگامه وفاي به عهد است.لحظه ديدا توده ها با خداست بيا!آري فراموش كرده بودند و يا نه براي اينكه آسايش عزلت را بر رنجش جنگ با ستم برنگزينند به افسانه هايي دل خوش كرده بودند.
و در اين ميان دژخيم هر لحظه دژخيم تر گشته ديگر چه نيازي به حجاب و پوشش براي زنانتان،برهنه گرديد تا چشمان فرعون زمان تا قلب سنگ خونخوار بزرگ قرن شادمان گردد.
هان تو اي پور فرياد جهاد «مصطفي بميره حوزه هاي علم و شرف خاموش گرديد تا تاج و تخت من برقرار ماند.اما 19 دي فرياد پايان حكومت جبار بود.
عمامه هاي خونين و نعلينهاي پاره پاره انباشته در خيابانهاي قم در 19 دي سال 56 سند آزادي انسانها را امضا كرد.
قيام روحانيت مبارز همواره در صحنه رهبران پيشتازان هميشه قيام،طلايه داران حكومت آزادگان،مستضعفان متقي آرامش شب را برهم زد.آتشفشان خاموش را برافروخت و در انفجار مقدس آتشفشان نوزدهم از قله دهمين سال 56 در دل شب هزاران ستاره درخشيد و فرياد زد كه در 22 بهمن 57 اهريمن مي ميرد و زندگي به جاي مرگ و حيات آزادي به جاي ذلت و زبوني پاي مي گيرد.
والسلام
دست نوشته شهيد علي عباس حسين پور
سلام بر تو اي عاكف خلوت سراي دوست، مخلوق تماشاگه راز و از ماسواي بي نياز
سلام بر تو اي فاضل،كامل و عابد،كه عشق در تو نشئت گرفت و در جهان شور افكند.شمع را آتش بجان شد و پروانه را سوختن و لب فرو بستن آموخت.در صبحدم نينوا به مرغان خوش الحان سحر چه اموختي كه بدينان هر بامداد با نواي سحرانگيز و شورافكن خود غلغله در چمن ايجاد و اعجاز مي كنند.
تو بر آب تبلور روشن ضميري هستي كه تمام حلوات احمدي و صفات مرتضوي،كمالات فاطمي،حلم و شكيبايي حسني،شجاعت و شهامت حسيني،يكجا در زجاجه جان پر فروغت متجلي گرديده است.
دست نوشته شهيد علي عباس حسين پور
بسم الله الرحمن الرحيم
اثرات تصرف لانه جاسوسي
1-گسترش و عمق بخشيدن به مبارزات ضد امپرياليستي امت مسلمان ايران
2-تشكل مردم در بسيج مستضعفين و كسب مهارتهاي نظامي براي مقابله با شيطان بزرگ
3-قطع يد از عناصر سازشكار و متمايل به امريكا
4-افشاء چهره آمريكايي و سرمايه داران و سياستمداران دوست دار آمريكا
5-اعتماد به نفس مردم ايران به خود و پي بردن تمام مردم دنيا به اين مسئله كه آمريكايي تو خالي است
6-افشاء و رسوا شدن آمريكا در سطح جهاني
7-قطع رابطه با آمريكا و رهايي از تسلط نظامي-اقتصادي-سياسي و تا حد زيادي فرهنگي آمريكا بطوركامل
8-پديد آمدن كلمه جديدي بنام خط امام و تعيين روش و خط مشي امام بنام خط امام در سطح جامعه
9-وادار كردن اينكه دولت سرمايه داري آمريكا در برابر خواسته هايمان تسليم شود.
10-آشنا شدن ملل جهان با انقلاب ايران و پي بردن به عظمت آن
11-بالا بردن آگاهي مردم در مورد امپرياليزم آمريكا
ويژگيهاي امپرياليسم
1-استثمار يا فزون طلبي (بدست آوردن هرچه بيشتر سود اقتصادي)
2-توسعه طلبي يا جنگ افروزي (فروش توليدات جنگ افروز)
3-نيزنگ و فريبكاري (برنگ شرايط درآمدن و پشت پا زدن به هر معيار انساني)
4-وحشيگري (هر جنايتي در راه منافع)
5-گسترش فساد (رونق دادن به بازار كالاهاي تورم كرده)
6-شكاف طبقاتي (دچار بحران اقتصادي شدن كشور)
7-بحران فكري (آزادي بي بند و باري و بي هدف)
8-جاسوسي (انحراف افكار در جهت منافع)
9-غارتگري از راه اعتبار ارزي (دزدي قانوني تحت عنوان كاهش ارزش دلار)
يا د داشتهاي از شهيد علي عباس حسين پور
مرگ بر آ مريكا
امپر يا ليزم:يعني گسترش و تو سعه بك قدرت بزرگ يا يك امپرا طو ري و اشغال و تصرف يا پير و زي بر آ ن كشور نفو ذ دين گسترش در تما مي زمينه هاي كلمه يعني جهان خو ا ر گي . قبل از انقلاب تسلط آ مريكا در زمينه هاي اقتصا دي ، سيا سي، فر هنگي و در همه زمينه ها به چشم مي خورد خيلي از مستشا ران نظا مي آ مريكايي ارتش ايران را دراختيار داشتند سيا ست دولت شا هنشا هي اطا عت كو ر كو رانه و حتي احمقا نه از سيا ست آ مريكا بود . سر ما يه داران آ مريكا صا حبان با نكها در غارت ثروتهاي ملي ايران از هيچ كاري دريغ نداشتند و نفت ارزان و زياد دائما دراختيار كا رتلها و تراستهاي آ مريكا يي بود . فر هنگ غر بي آ مريكايي به وسيله رژيم در تما مي سطو ح در حال تسلط و حا كميت بود .انقلاب :به رهبري امام و آ گا هي توده مر دم وضع را عوض كرد با پيروزي انقلاب كبير اسلامي حا كميت بي چون و چراي آ مريكا بر كشور از بين رفت مردم با كلمات جديدي به نام كا پيستال امپر يا ليزم ، سو سيا ل امپر يا ليزم استعمار و ستثمار آشنا شدند
خط سا زش:حا كميت سيا ست گام به گام بازرگان تما يل به سا زش با آ مريكا را زنده مي كرد تا رفا قت با آ مريكا به جا يي رسيد كه با زرگان براي ملا قات با بر ژ نسكي تا الجزا ير مشتاا قانه سفر كرد آگا هي مردم قيا مهاي پي در پي مردم حمله هاي بزرگي بر سير اين خط نمود.
13 آبان:امام سر انجام شيطان بزرگ را نشان داد و معرفي نمود امر كرد كه حملات خود را به سمت آمريكا متمر كز كنيد و دراين باره به دانشجو يان و طلاب تا كيد بيشتر مي نمود و فر يا د هاي خشم آلود ملت در اعتراض با بازرگان و سيا ست دست محبو س بر ژ نسكي باغضب پيا مبر گونه ي امام هم اميخت و نقطه اوج آن به عرصه ظهور رسيد تيتر بزرگ روز نامه ها فر ياد بر آ ورد كه با تصرف سفا رت آ مريكا به وسيله دانشجو يان مسلمان پيرو خط امام و به دين تر تيب 13 آ بان نقطه اوج حقيقت سر آ غاز مر حله جديد در مبا رزات ضد كفر و ضد امپر لا ليستي ملت مسلمان ما بو ده است از فر داي آن روز تو ده هاي ميليو ني مردم جهت حما يت از اقدا مات دانشجو يان مسلمان پيرو خط امام اين فرزندان راستين امت اسلا مي به خيا با نها ريختند و فر يا د مرگ بر آ مريكا شعا ري گشت كه در بيرون و درون شنيده مي شود و جمله آ مريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند نقش هر ديواري گشت نيرو هاي غير اسلامي منا فقين بر خو رد هاي مختلفي با قضيه نمو دند اما ملت ما پشت سر امام فر ياد مرگ بر آ مريكا را لحظه اي قطع نكر دند . تهديد نظا مي ،محا صره اقتصا دي ، حمله به طبس، كودتاي نوژه ،كو دتاي فرزند بني صدر و باند ليبرا ليسم هيچكدام نتوانست مردم وما را از داهي كه رفته بو ديم باز دارند . كشا ورزان ، كسبه با زار ، كار مندان دولت ،نيروي انتظا مي ،طلاب حوزه علميه ، رو حا نيت مبارز، دانشجو يان و دانش آ مو زان ، مردان و زنان حتي كو دكان پشت سر امام با شعار الله اكبر ، مرگ بر قدرت غير خدا يي را فر ياد مي زدند كه چين ، شوروي و آمريكا دشمنان دين ما ست
پي آمدها: مهدي بازرگان نخست وزير موقت كه تازه از سفر دست بو سي بر ژ نسكس باز گشته بود در برابر عمل دانشجو يان مسلمان پيرو خط امام تاب تحمل نياورد و استعفا كرد. ما كسيست نسيسينهاي آمريكايي عمل دانشجو يان را كود تاي حزب جمهو ري اسلامي خو اندند و ليبرالهاي باند بني صدر اظهار داشتند كه در حقيقت ما به گرو گان آ مريكا در ا مده ايم . در جهان كشور هاب متر قي به تا ييد عمل دانشجو يان پيرو خط اما م پر داختند غرب هيوان پنبه حقوق بشر كه سنگ همه چيز را به سينه مي زند الا بشر عمل مردم ايران را غير انسا ني و بر خلاف تمام موا زين بين المللي و حقوق بشر خواند. كشور هاي مر تجع منطقه به تكاپو افتاده و براي سر به هم آ وردن قضيه تلاش مي كردند خلاصه دنياي سر ما يه داري و ارتجاع و وابستگي ايران و مسلما نان ايران را محكوم كر دند اما مردم جهان يعني دوستان حقيقي انقلاب به نحو ديگري با مسئله بر خورد نمو دند درپا كستان تظا هرات ضد آمريكايي اوج گرفت . تر كيه شا هد نهضت میليو نی بود . عراق مي رفت كه به دست انقلا بيون مسلمان آزاد شود حتي مردم كشور هاي غر بي نيز با تمام جديتي كه دول حا كم بر آنها در جهت شكست اهداف مسلمين ايران به عمل آوردند به كنه قضيه تا حدودي پي بردند و به زو دي در يا فتند كه نقش رسانه هاي غربي كه كاملادراختيارصهيو نيسم بين المللي است جز بازگو يي اهداف ومقاصد امپريا ليسم آمريكا چيز ديگري نيست.
آمريكا هيچ غلطي نمي تو اند بكند.
اگر اين اشخا ص كه خود را فدايي خلق معر في مي كنند آمريكا يي نيستند چه طور شد هيچ از جوانان مسلمان اشغال كننده سفا رت آمريكا پشتيبا ني نكر دند در حال كه همه گرو هها پشتيبا ني كردند. آمريكا نظا مي به ايران نمي فر ستد آمريكا نويسنده مي فرستد.
آمريكا خردترازاين است كه در ايران دخا لت نظامي بكند اگر آمريكا بخواهد دخا لت نظامي بكند من خودم حركت مي كنم و شما ملت عزيز حر كت مي كنيد.
يا دداشتها يي از شهيد علي عباس حسين پور
شعله هاي قيام به پاس قيام 19 دي
هيجان لحظه هاي انفجارآتشفشان ستا ره هاي 19 دي براي هميشه در دل تا ريخ ما ند گار خو اهد ماند. سپيده درخشد كه نو يد بخش روح پرتلا طم ما درطپش پيروزي فرياد جرس آزادي گرا مي باد. نا تواني قلم در ستايش اين قيام و رسانيدن پيام از آن همه تلاش در مسير تابش نور آ رامش بخشنده و حيات بخش احكام درخشان انسا ن ساز اسلام را پنهان چرا كه آزا دگي و آزاديتان را چگونه تو صيف گردد . غزلوارهاي حا صل تفكر شا عران روشن و آگاه توان انعكاس انوار مقدس آن انفجار را در آ ينده زمان و در بستر ادب آن روز براي ماندگاري عظمت آن شعار بزرگ ، شا يسته نبود كه قيام دي قيام ديگري است. آن روز شب ، شب بود تا ريك تا ريك من آسمان را هميشه روشن از آبي خووب ديده ام و پر از نشانه هاي آتش را فرو خته ستا ره هاي درخشان روز براي من عجيب بود در باورش بس سخت و انديشه اش نا ملا يم و دشواري مي نمود. اما برادر تلخي شب را هم با يد باور كرد . سكوت هم حقيقتي است گر چه شكوه فر ياد درآن است اما آن چه كه هست هميشه شكو همند است . تا ريخ كه سر انجامش به آسمان نرم و لطيف آ بي مي پيوندد نيكو ست كه در وراي آن پر چم سبز رنگ گر فته از سرخي خون شهيدان قيام 19 دي هاي شما در اهتزاز به نشان پيروزي حق بر با طل است كه گواه رفتن با طل است . جا ء الحق است و زمق البا طل است . آري برادر از سخن دور نگر ديم شب را مي گفتم كه بس سهمگين بود مي دانيد معناي اختناق تنفس ما را بس دشوار قفسه هاي سينه مان را بسيار فشرده و حنجر ها مان را در سر طان مرگ جا ودان نمو ده بود بسياري شب را با ور كرده بودند وجود خنا سان پست را در دعوت به نظام پليد شب آواي شوم جغد ياس در جا به جاي ديار شب گر فته در خيا با نهاي افسون شده باند بود .آنان كه شب را با ورنكرده بو دند غمگين وافسرده به كنجي خلو تي در گو شه اي افسوس شا دماني پيرو زي را در قطرات سرشكشان جا ري بر گونه هاي سرخ رنجيده شان بر تقدس انفجار بر گزيده بودند . گروهي ديگر يأس را ايمان آوردند و درانتظارموعودي كه ما هم وجو دش را با ور داريم در جا زدندغا فل ازآ ن كه موعود هم درانتظا راذن خدا مردم است كه بگويدهان اينك صداهاي طبل هاي انبا شته از آهن آ ما دگي خويش براي جويش طريق رويش خود اعلام مي دارد هنگامه ي وفاي به عهد است لحظه ديدارتو ده ها با خداست بيا آري فرا موش كرده بو دند يا نه براي اينكه آسا يش غز لت را بر رنجش جنگ با ستم بر نگز ينند که به افسانه هايي دل خش كرده بودند. و دراين ميان دژ خيم هر لحظه دژخيم تر گشته ديگر نيا زي حجاب و پو شش براي زنا نتان برهنه گرديد تا چشما ن فر عون زمان تا قلب خون خوار بزرگ قرن شا دمان گر دد . هان تو اي پور فرياد جهاد " مصطفي بميره حو زه هاي علم و شرف خاموش گر ديد تا تاج و تخت من بر قرار ماند . اما 19 دي فر ياد پا يا ن حكو مت جبا ر بود "عما مه هاي خو نين و نعلينهاي پاره پاره انباشته در خيابانهاي قم در 19 دي سال 56 سند آ زا دي انسانها را امضا كرد. قيام رو حا نيت مبارز همواره در صحنه رهبران پيشتا زان هميشه قيام طلا يه داران حكو مت آزا دگان ، مسضعفان متقي آرامش شب را بر هم زد . آتشفشان خا موش را بر فروخت و در انفجار مقدس آتشفشان نو زدهم از قله دهمين سال 56 و در دل شب هزاران ستاره در خشيد و غروب روز كه در 22بهمن 57 اهريمن مي ميرد و زند گي به جاي مرگ و حيات آ زادي به جاي ذلت و زبو ني پاي مي گيرد
يادنامه فتح اثر شهيد علي عباس حسين پور
مروري كوتاه بر ماجراي سه ساله جنگ
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليك با انصار دين الله
السلام عليك يا اباعبدالله
يا حسين مظلوم
اكنون پس از طي سه سال و گذر از كوران حوادث و بلايا،با تكيه بر بلنداي پيروزي با قامتي استوار و مصمم و با دلي پراميد برآنيم تا از افقي گسترده تر نظاره كنيم،راهي پرپيچ و خم و پرماجرا را كه مردانه پيموده ايم.و سختي نيست جز اين كه بدين بهانه باز به دانشگاه انسانسازي قدم گذاريم دانشگاهي به وسعت تمامي جبهه هاي نبرد حق عليه باطل.
دانشگاهي كه استادش حسين
فلسفه اش شهادت
و محصلش امت حزب ا...
و اين تابلوي سر درب ورودي دانشگاه حسينيان است (يا حسين)با خون وضو مي سازيم و داخل مي شويم.
اينجا اولين كلاس درس اين دانشگاه است.كلاس تاريخ،كلاسي كه بايد در آن آموخت چگونگي نبرد حق عليه باطل را و تداوم مبارزه را.
اينها برگ برگ اوراق دانشجويان است.مي بينيد كه خود آماده امتحاني بزرگ هستند.بر سطور اين برگها چه نوشته اند.راهيان نور،عاشقان خون و شرف شاگردان مكتب اسلام-شايد نوشته اند:
بايد هجرت كرد.بايد كوله بار سفر بربست بايد حركت كرد بايد پرواز كرد،اوج گرفت،هجرتي بزرگ از فرش تا عرض بيائيد،بيائيد ياران با ما همسفر شويد گرچه راه درازي است اما اين خط ماست و اين جاده پرفراز و نشيب ما را از انالله و انا عليه راجعون.
بنگريد كه چگونه جغد كورشب پرست در واپسين لحظه هاي تاريكي با نامردي،هجومي سخت بر ما گرفت و روباه پير زمان دندان تيز كرد تا بر گلوي پرند خونين بال انقلاب زخمي كاري زند.
ما هنوز از درگيري خود با لشگر كفر و نفاق داخلي فراغت نيافته بوديم كه گرگ مست و درنده بعث با دندانهاي تيز كرده اش هجوم وحشيانه خود را آغاز كرد و ما بي خبر از همه جا در معرض هجوم و در حلقه حصار منتظر بوديم تا از تهران نيرو فرستاده شود.ما منتظر بوديم انتظاري كشنده اما بيهوده.در تهران دلهره بود و سكوت و بس.از آنهمه سلاح تلنباردرپادگانهاحتي پوكه فشنگي هم بما نرسيد.اطرافمان تاريكي بود و سياهي.اشك بود و خون.اما در دلهايمان هميشه اميد،اميد طلوع فجري صادق و اين اميد به ما نيرو مي بخشيد.بچه ها آستينها را بالا زدند،درنگ ديگر جايز نبود.اكنون يكسال و اندي از تعلم ما در دانشگاه جنگ گذشته است.مدتي است كه فرمان شكست حصر آبادان صادر گشته.رزم آوران ما در تكاپوي حركتي تازه اند،در آخرين ساعات بحمد الهي و بدست بت شكن انقلاب بزرگترين حصر انقلاب و بت منيت مي شكند و سپهسالار بينوشه عزل مي گردد.در اين حال بچه ها ديگر براي شكستن حصر آبادان سر از پا نمي شناختند.نتيجه تحسين برانگيز است در پي پيروزي باز صداي هل من ناصر ينصرني حسين از حنجره امام خميني ادا مي شود و اين بار عاشقان لبيك گو مشتاق تر از پيش بسوي ديار عاشقان مي شتابند و جهادي بزرگ آغاز مي شود.جوانان سنگر به سنگر پيش مي روند و پدران و مادران،همسران خواهران و...نيز در پشت جبهه هاي ياريشان مي كنند.
آري اين است تفسير واقعي آيات الهي يا ايها الذين آمنو هل اديكم علي تجاره تنجيكم من عذاب اليم.تومنون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله باموالكم و انفسكم ذالكم خيرلكم ان كنتم تعلمون.
اي مومنان آيا دلالت كنم شما را بر تجارتي كه از عذاب پردرد نجاتتان دهد.اين است آن تجارت،ايمان به خدا و رسولش و جهاد در راه خدا با مال و جان.همه كنار خيمه گاهها نشسته اند تا آخرين لحظه را بياد عزيزانشان خطي نگارند تا پيامي باشد براي ملت ايران يكي از آن پيامها اين است.
بنام پروردگار با سلام بر رهبر عزيز.آن شير پير.آن ابرمرد تاريخ و سلام و درود بر ملت شهيدپرور و مظلوم ايران و آخر از همه سلام و درود بسيار عميق و گرم به خانواده گرامي و دوستان مهربانم اي برادران و خواهران عزيزم شما اميد امام هستيد اسلحه شهدا را زمين نگذاريد و از فرصتي كه در اختيارتان گذاشته شده كمال استفاده را بكنيد و بدانيد كه هر عاشقي منتظر همين روزهاست.
جبهه را ترك نكنيد كه جبهه دانشگاه آدم سازي است ما مسئول خون شهداي اسلام هستيم.اين شما هستيد كه مي توانيد با ياري كردن پشت جبهه ها به دعوت امامتان لبيك بگوئيد ما رسالت خويش را ادا كرديم و حال نوبت شماست كه اين مسئوليت سنگين را بدوش بگيريد«بخشي از وصيتنامه شهيد حسين شفيعي 17 ساله»
نامه ها نوشته شده و سفارش ها انجام گرديده، با صداي فرمانده بچه ها براي حركت اماده مي شوند.خدايا چه باشكوه است لحظات آخر همه با يكديگر خداحافظي مي كنند و يكديگر را تنگ در آغوش مي گيرند و طلب شفاعت در آخرت مي نمايند.آري شايد اين آخرين ديدار باشد.با خود مي انديشم شايد در اين هنگامه است كه ملائكه الله بخوبي در مي يابند براي چه انسان را سجده كرده اند.تبارك الله احسن الخالقين.قبل از حركت برنامه تنزيه است شستشو و صفاي روح با دعاي توسل و كميل.بچه ها اگر چه جمعند اما هريك خلوتي دارند و جلوتي.
خدايا تو شاهدي كه چطور ضجه ها و فريادهاي اين عاشقان در دل شب،سنگ را از اندوه مي شكافد.خدايا تو شاهد باش كه چطور اين عارفان چون پرنده هاي اسير به اين طرف و آن طرف بال مي زنند و ب چشمان اشكبار و پر از حسرت فضاي بيرون از قفس را مي نگرند و شوق لقاي تو چگونه آنان را به وجد اورده است چه لذت بخش است لحظه ديدار معشوق.شب آخرست و شايد شب ملاقات معبود و راز و نياز شبانه عاشقان.عاشقاني كه مي گفتند:
اي حسين اي مظلوم كربلافاي تنهاي ظهر عاشورا ما آمديم،آمديم تا ندايت را لبيك گوئيم.
اي مهدي عزيز،اي فرمانده جبهه ها اي ياور رزمندگان بياريمان بشتاب و در آخرن لحظات چشمانمانرا به جمال ماهت منور فرما.
اي آقا،اي صاحب، ما آماده امتحان هستيم.تا سر و جان بر سر پيمان خوش بگذاريم پس در اين آخرين لحظات تنهايمان نگذار.در لحظه شهادت سرمان را در آغوش گير،كه ما جز دامان تو پناهي نداريم.ياران امام،محبان اسلام،آيات خدا و عزيزترين معلمان انقلاب در مقر فرماندهي حاضر شده و با قلبي پر درد اما پراميد براي پيروزي شاگردانشان دعا مي خوانند واشك مي ريزند.
مربيان به ما در سنگر درس حسين شدن مي آموزند در حاليكه خود علي وار حركت مي نمايند.آري اينان به فرزندانشان مي آموزند كه بايد لبيك گوي عاشورا باشند در حاليكه خود در محراب به نداي حق لبيك مي گويند و شهد شيرين شهادت را مي نوشند.
سرانجام انتظار به پايان مي رسد.از مركز فرماندهي پيام نمايندگان امام را شنيديم كه مي گفت اماده باشيد.دقايق به كندي مي گذرد مقدمات حمله تدارك ديده شده،ضربان قلبها شدت يافته،صفها شكل مي يابد منظم و تنگ تنگ آنگونه كه خدا دوست مي دارد ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفاٌ كانهم بنيان مرصوص.
خداوند ان مومنان را كهدر صف جهاد با كافران مانند سدي آهنين همدست و پايدارند بسيار دوست مي دارد دل عاشقان براي شروع آنچنان بي تاب است كه تو گويي مي خواهند در مسابقه اي شركت جويند مسابقه اي كه خط آغاز آن ايمان و تقوي،مسير آن:اخلاص و ايثار،انتهاي آن پيروزي يا شهادت و پاداش آن اعلي عليين.
صدور رمز «يا زهرا» «يا علي» «يا الله يا الله»زلزله مي آفريند بندهاي اسارت از پاي پرندگان عاشق وصل يار گسسته مي گردد.همه فرمان را دريافت داشته اند.بانگ تكبير است كه از هر سو فضاي جبهه ها را عطرآگين مي سازد.لحظه موعود فرا رسيده اكنون لحظه رهائي است.رهائي انسانها از قيد زر و زور و تزوير و بندهاي شيطاني و اثبات اينكه آدمي «حر»آفريده شده و بايد همچنان حرگونه با گشاده روئي به پيش باز سرنوشت بشتابد و درسي را كه در مدرسه عشق آموخته اند باز پي دهند.سپاه اسلام به پيش مي تازد مصمم و استوار هجوم همه جانبه نيروهاي اسلام فرصت هرگونه واكنشي را از دشمن زبون سلب مي كند.كربلا در پيش است فرشتگان الهي براي ياري رزمندگان از همديگر سبقت مي گيرند.محيط مالامال از رحمت و بركت است.موحدان واقعي در فضاي عطرآگين سرزمين خون به پرواز آمده اند.امروز روز افتخار شيعه است.روز افتخار اسلام است.
شليك توپها و پرواز چلچله ها قلب دشمن را به آتش مي كشد تانكهاي دشمن مي سوزند سنگرها و استحكاماتش منهدم مي گردد و دود غليظ آن فضاي سراسر تيرده و تباه جبهه كفر را در خود مي پوشاند.دس خدا از آستين رزمندگان بيرون آمده.هر تيري كه رها مي شود قلب دشمن را هدف قرار مي دهد حال درمي يابيم كه چرا پير جماران مي گفت اينجانب دست و بازوي قدرتمند شما را كه دست خدا بالاي آنست مي بوسم و بر اين بوسه افتخار مي كنم.ياران همچو تير از كمان رها شده به پيش مي تاختند همه يك تن شده بودند همه در يك سو و يك جهت همچو باد به پرواز درآمدند.كانالهاي عميق ميادين مين سيمهاي خاردار شبكه هاي انفجاري همه و همه را دشمن بخيال خام خود بر سر راه رزمندگان بنا نهاده بود تا جلوي حركت اين عاشقان الله را بگيرد.اما چه ترس و اندوهي براي بندگان خدايي كه براي رفتن بر روي ميادين مين مشتاقانه قرعه مي كشند و چه باك بر سالكاني كه براي گشودن راه ياران پيكرهاي خود را بر سيمهاي خاردار مي اندازند تا پل عبوري شود براي ديگران و چه بيم دليراني را كه بواسطه سلحشوري بي نظير خود و ايثار بي دريغضان در جدال و گذر از كانالها از رهبر لقب ملائكه الله گرفتند ان ربك لبالمرصاد
آري همانا پروردگار در كمين است.والذين كفروا اوليائهم الطاغوت يخرجونهم من النور الي الظلمات اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون.
شما را به چيزي دل خوش كرده بودند اي زيانكاران دنيا ديديد كه چگونه لانه هاي عنكبوتيشان درهم ريخت.بسوزيد در آتش انتقام الهي كه از سلاح فرزندان قرآن زبانه مي كشد زيرا كه اين تازه اول راه است.خون ياران بر بار مي نشيند پس ا ماهها كشمكش و جدال و تحمل سختيها سرانجام مجاهدان شاهد پيروزي را در آغوش مي كشند.فرشته اقبال به صابران روي اورده و به پاداش جانبازيها و ايثارگيها و د شهادتها پياپي مژده پيروزي بر ما مي دهد پس از حمله هاي ظفرمندانه اي چون طريق القدس-فتح المبين-بيت المقدس اكنون نوبت والفجر فرا رسيده و هنگام آن شده كه همراه با پاكسازي تربت مطهر ميهن اسلاميمان راه كربلا را باز نمائيم و خاك عراق را نيز آزاد سازيم و براي نيل به اين هدف ايولين قدم برداشته مي شود.حاج عمراه تسخير مي شود.فتح پادگان حاج عمران تمامي اسيرهاي دشمن را بر باد داد تكرار درس عبوديت.اكنون التهاب هنگامه نبرد فروكش نموده است.عمليات با موفقيت تثبيت شده.شاگردان مكتب عشق فوج فوج دوباره گرد هم مي آيند جاي خالي ياران را با لاله سرخي يا شقايقي پر مي كنند همه آماده اند تا بشنوند پيام رهبر را از زبان استاد.من به ملت ايران وجود چنين رزمندگاني را كه در دو جبهه معنوي و صوري و ظاهر و باطن از امتحان سرافراز بيرون آمده اند تبريك مي گويم.مبارك باد بر كشور عزيز ايران و بر ملت شريف رزمندگاني چنين قدرتمند و عاشقاني چنين محو جمال ازلي و سربازاني چنين دلباخته دوست كه شهادت را آرزوي نهايي خود و جانبازي در راه محبوب را آرمان اصيل خويش مي دانند افتخار بر رزمندگاني كه جبهه هاي نبرد را با مناجات خويش و راز و نياز با محبوب خود عطرآگين نموده اند.فخر و عظمت بر جوانان عزيزي كه در راهي قدم برداشته و پاسداري از مملكتي مي كنند كه شكست ناپذير است و ننگ بر انان كه در راهي جان خود را مي دهند و. آبروي خود را مي برند كه پيروزيشان شكست و زندگيشان ننگ آفرين است.
همه درس امروز او را شنيدند و بر لوح ضمير خود حك كردند.حال كه دانستيم عظمت كار را كه چه تحسين برانگيز بوده بايد كه شكرگذارد تا مبادا كفران نعمت شود و چه شكوهمند است در برابر ذات لايتناهي اينگونه سر به خاك سائيدن.آري اي فرشتگان الهي مفتخر باشيد كه خدا شما را به سجده چنين انسانهايي فرمان داد.انسانهايي كه همچون سرور و سالارشان حسين در ميدان مبارزه چون شيري خشمگين مي خروشيدند و در بارگاه بي چون الهي همچون برگي بر شاخه درخت از خوف خدا بر خود مي لرزند و همچون يتيمي فقير و مستمند به درگاهش اشك مي ريزند و دست نياز بر آستانه اش دراز مي كنند.
اين است شيوه زيستن و اين است روش خليفه خدا بودن ساجدان و شاكران سر تعظيم از درگاه ربوبيتش بر مي دارند بر سجده گاهشان كه لياقت سايش بدرگاه ازلي را يافته علامت نوكري و عاشقي مي بندند.سلاحها و راهوارها را مهيا مي سازند.دوباره بيرقهاي افراشته را بر دست مي گيرند و پاي در ركاب مي نهند و گوش بزنگ مي مانند تا بشنوند نداي هاجروا و جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم را.
خروش الرحيل قافله سالار برمي خيزد.خون شيفتگان دگر بار به جوش و خروش مي آيد بار ديگر سلاح بر دست و كوله بر دوش در صف جندالله جاي مي گيرند و با گامهاي راسخ و استوار بدنبال پرچم توحيد در جاده شهادت براه مي افتند جاده اي كه نبي اكرم (ص)در آن شمشير زد و علي بن ابيطالب و حسين بن علي و تمامي حق پرستان از آدم تا خاتم و از خاتم تاكنون از آن شرافتمندانه گذر كردند تا به جهانيان بفهمانند كه سازش ميان حق و باطل نيست.
والسلام
علي عباس حسين پور
قطعه ادبي شهيد علي عباس حسين پور
بسم الله الرحمن الرحيم
«قطعه اي ادبي پيرامون انقلاب اسلامي»
شب بود-دالان دراز و تاريك-پرواز هم بود-پر از صداي شلاق،پر از فرياد بود،پر از خون بود.پر از زبانهاي بريده و قلم هاي شكسته،دالان پر از سياهي بود.نامش؟تاريخ و من و من محكوم در طول اين سياه معبر تاريك دويدم از زخمهاي حاكمان،جباران،فرياد مي زدم كسي را مي خواستم،فرياد رسي را كجاست آي...قرنها گذشت.صدايي نبود.جوابي نبود.اگر بود درمان نبود،محمد (ص)را ديدم.گفت منم براي درمان آمده ام.درمانم كرد پناهم داد-اما او رفت زخمهايم باز تازه شده داد زدم آي...25 سال گذشت كسي آمد هان منم علي-در پنجمين سال درمان علي تنهايم گذاشت-بعد از او بسيار آمدند كه درمانم كنند.سنه هزار و چهارصد سال جنگيدم.هزار و چهارصد سال زخم خوردم-هزار و چهارصد سال زجر كشيدم-فرياد زدم كه آي كجاست؟خدايا مگر نگفتي كه اراده كرديم و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض...
پس كجاست مجوي اراده ات؟هيچ نبود همچنان شب بود و دالان دراز سرد و تاريك پر از وهم سياه و لوس جباران تاريخ و من و من محكوم تنها-بي كس و من همه فرياد بودم-همه غوغا،همه طغيان-همه عصيان من شيعه بودم.
گفتند فريادرس آمد،آخه از كجا؟كي؟از جزيره خضر-آخرالزمان-البته بعدها خواهد آمد و ناگهان روزي نمي دانم شايد شبي در آن ته دالان نوري درخشيد،روشن شد آنقدر روشن كه توانستم تمام تاريخ را ببينم،راه را پيدا كردم چه خوب،چه كسي نشانم داد؟ۀپيرمردي بود...اگر وصفش كني نمي تواني آنچنان كه بايد او را معرفي كني...پيرمرد بلند بالا بود،پر از صلابت و ابهت-از ذره ذره وجودش تقوي و حماسه مي چكيد-پيرمرد بزرگ بود.آنقدر بزرگ كه مي دانم بزرگ بود همه مي گفتند بزرگ است ولي نمي دانستند تا چه اندازه.
پيرمرد عبا بدوش داشت-مهربان بود-ملايم بوده پيوسته از عشق و شعر و عرفان مي گفت.مسيح بود؟نه،پيرمرد كتاب در دست داشت پيوسته هم قلم و نگارش بود از حكمت مي گفت سقراط بود؟نه،پيرمرد شمشير در دست داشت و زره بر تن-سلحشور بود از جنگ مي گفت قيصر بود؟نه،فرزند علي بود؟كدام؟حسن بود؟حسين؟مهدي بود؟نه جان مهدي بود خدا بود؟نه روح خدا بود،گفته بودند كه مردي مي آيد از سلاله علي كه اين چنين بايد تبر ابراهيم در دست-شمشير محمد در دست-شجاعت علي در بازو و خون حسين در رگ.خدايا اين چه اعجازيست؟حجت است؟روح خدا آمد.درمانمان كرد.تاريخ را نشانمان داد-اين راهروي كثيف و متعفن تاريك كه هميشه به جبر مي خواندمان چه زيبا و مطيع و اميدواركننده شده بود و ديگر نه به جبر كه به اختيار دعوتمان مي كرد.
هان مردمان بدانيد كه در تاريخ،انان كه حكومت اسلام را پاس داشتند سه تن بيش نبودند-محمد،علي،خميني
رسول الله-ولي الله-روح الله