شهيد سبزخدا سلامتی (سگوند) از زبان مادر ارجمند، صبور و با استقامتش

بسم رب الشهدا
فرزندم سبزخدا سگوند فردي بود از خانواده مبارز و ضد خائنين به اسلام. احساس مي كرد جزيي از جامعه است و بايد دين خود را نسبت به ائمه اطهار ادا كند. با شروع شدن تظاهرات ضدرژيم طاغوتي سابق در ايران هربار با مامورين خودفروخته پهلوي درگير ميشد و حتي در طي اين مبارزه چندين بار شناسايي شده بود و به خانه ما خبر مي دادند. ايشان با پيروزي انقلاب اسلامي جهت سركوبي منافقين در بسيج سپاه پاسداران خرم آباد نام نويسي كرد و به مدت 3 ماهه به تهران اعزام كردند و در پادگان امام حسين (ع)مشغول خدمت كردن به اسلام شد.
بعد از آن ماموريت به خرم آباد آمد و گفتند به ايشان كه ماموريت شما تمام شده و ايشان بعد از اين مدت تصميم گرفتند پيش آقاي خامنه اي بروند و سفري به تهران كردند و پيش امام جمعه تهران آقاي خامنه اي رفتند و از ايشان خواستند نامه اي جهت معرفي در سپاه پاسداران خرم آباد به آنها بدهند و ايشان برگشتند در سپاه پاسداران پلدختر با دو تا از برادران همقطارش كه يكي از آنها بنام محمدميرزا دريكوند كه دو ماه بعد از شهيد شدنش در حمله بصره به شهادت رسيد و تقريباٌ مدت 9 ماه در سپاه مشغول خدمت به اسلام بودند و ايشان مدت 45 روز در دهلران در خط اول با عراقيهاي كافر جنگيد و 3 ماه در جبهه دارخوئين بود.
هميشه در سنگرش براي بچه ها اذان ميخواند و موقعي كه ميخواستند از طرف دزفول و شوش حمله كنند ايشان بطور داوطلبانه راهي جبهه شد و در اين حمله ايشان زخمي ميشود و حتي براي روحيه دادن به خانواده خود خبر زخمي شدن خود را فاش نكرد و بعد از پايان گرفتن حمله فتح المبين به پلدختر آمد و مدتي گذشت و قرار شد جهت آزادي خرمشهر حمله اي به عراق بشود و از آنجا كه فردي مبارز بود ميگفت من براي خدا مي جنگم و بايد در هر حمله شركت كنم و دين خودم را نسبت به اسلام و ملت ادا كنم.
روانش شاد و راهش مستدام باد
والسلام مادر شهيد كوكب عوض پور- 61/7/1
نشر: حجت الاسلام روح الله دریکوند