گزارش تصویری؛ مراسم عزاداری شب اول محرم هیئت لبیک قم در مسجد امیرالمومنین(ع) پردیسان
مسجد امیرالمؤمنین (ع) پردیسان شهر مقدس قم که برنامه های متعدد فرهنگی_مذهبی آن زبانزد عام و خاص است، در ایام محرم حسینی هر شب مملو از عزادارانی است که با حزن و اندوه و دلی سرشار از عشق به اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایش در این مکان معنوی گرد هم می آیند تا عشق و ارادت خود را به سرور و سالار شهیدان دشت کربلا نشان دهند.خلاصهی سخنرانی شب اول محرم
حجتالاسلام والمسلمین منتظری مقدم:
بسم اللّه الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک
موضوع سخنرانی: «محبت»، گام نخست به سوی «حسینی شدن»
مقدمه: فضیلت گریه و سوگواری برای امام حسین (علیه السلام):
امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام):
در روز قیامت همه چشمها گریانند مگر چشم کسی که خدا به وی کرامت داده و در مصائب امام حسین(ع) گریسته است.
اساساً اهل بیت (ع) خود پایه گذار مجالس سوگواری برای امام حسین (ع) بودند. امام رضا(علیه السلام) در ابتدای محرم خطاب به ریان بن شبیب، یادآور حرمت شکنی امت در این ماه با کشتن فرزند رسول خدا(ص) شد و فضیلت گریه بر امام حسین(ع) را بیان کرد.
سه وظیفۀ ما دربارۀ امام حسین و سایر اهلبیت (علیهم السلام):
- محبّت
- معرفت
- اطاعت
اوّلین گام برای رستگاری، محبّت و مودت نسبت به امام حسین و اهل بیت (علیهم السلام) است.
پیامبر رحمت حضرت محمد(ص):
برای شهادت (فرزندم) حسین در قلوب مؤمنین گرما و حرارتی هست که هرگز خاموش نمی شود.
خدای متعال در قرآن کریم:
قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى
حضور در مجالس سوگواری امام حسین(ع) مصداق آشکار مودت و محبت به اهلبیت است؛ اما ما در مجالس سوگواری باید محبت را با معرفت و شور حسینی را با شعور و آگاهی حسینی همراه کنیم و به این محبت و معرفت عمق بدهیم.
گاهی محبت می تواند باعث رستگاری شود، اما خیلی اوقات محبّت به تنهایی کفایت نمی کند. مردم کوفه طبق سخن فرزدق به امام حسین(ع): «قلوبهم معک و اسیافهم علیک»، حتی مرتبه ای از محبت را به امام حسین(ع) داشتند، اما در این حال، شمشیرهایشان را بر علیه امام آماده کرده بودند. گاهی حتی معرفت هم به تنهایی اکتفا نمیکند ؛ مانند عمر سعد که از امام شناخت و آگاهی داشت، اما این شناخت به بصیرت تبدیل نشده بود و با محبت همراه نشده بود.
مروری بر مباحث تاریخی محرم:
یکی از منزلگاه هایی که نزدیک کربلا (نینوا) بود، عذیب الهجانات بود. در این منطقه 4 نفر به سمت امام آمدند و خبر از نابسامانی اوضاع کوفه آوردند. حرّ سر رسید و خواست آن 4 نفر را دستگیر کند، اما امام اجازه نداد و فرمود: «آنها به سوی من آمدند و از یاران من هستند و ما از آنها دفاع خواهیم کرد.» یکی از آنها به نام طرمّاح بن عدی به امام پیشنهاد داد که به منطقۀ کوهستانی أجا بروند و مدعی شد که یک سپاه بیست هزار نفری برای امام فراهم میکند(!)؛ امّا امام قبول نکرد. امام به او پیشنهاد کرد به او ایشان ملحق شوند؛ اما او گفت: «من آذوقه ای را برای همسر و بچّه هایم تهیّه کردم و باید آن را برسانم». امام فرمود: «پس بعد از رساندن آذوقه بیا.». هنگامی که برگشت امام را به شهادت رسانده بودند و او که تا آستانه حسینی شدن پیش رفته بود، به سبب محبت معارض از این فیض بزرگ محروم ماند.
سؤالی مهم:
سؤالی پیش می آید که چرا با اینکه امام هم از طریق ظاهر امور و هم از طریق علم امامت میدانست به شهادت می رسد، با این حال از دیگران دعوت میکرد با او همراه شوند؟
جواب: امام میدانست به شهادت میرسد اما حرکت امام بر اساس منطق جهاد و دعوت به «احدی الحُسنیَن» (شهادت یا پیروزی) بود و با همین منطق امام از دیگران دعوت میکرد که همراهش شوند و حضرت مسلم بن عقیل را هم با همین منطق به کوفه فرستاد.