مراسم عزاداری شب دوم محرم هیئت لبیک قم در مسجد امیرالمومنین (ع) پردیسان
مراسم عزاداری شب دوم محرم با نوای روح بخش کلام وحی توسط قاری محترم آقای حسینی زاده و قرائت زیارت عاشورا با نوای روح افزای برادر افشاری آغاز و با سخنرانی خطیب ارجمند حجتالاسلام والمسلمین منتظری مقدم و روضه خوانی برادر کارگران ادامه یافت و در پایان با نوای دلنشین برادر واعظی فرد، ارادت خود را به محضر سیدالشهداء (ع) به نمایش گذاشتند.خلاصهی سخنرانی شب دوم محرم
حجتالاسلام والمسلمین منتظری مقدم:
بسم اللّه الرحمن الرحیم
موضوع: معرفت و اطاعت نسبت به مسیر حسینی شدن
الگوی مناسب
تعبیری از عمر انسان وجود دارد به نام :
دفتر زندگی
در این باره باید گفت که نوشته شدن اعمال در دفتر زندگی، مربوط به سرمشق های ماست.
سرمشق بزرگان ما اهل البیت و امام حسین است و قرآن پیامبر را برترین الگو می داند و پیامبر هم قرآن و اهل البیت را برترین الگو می داند.
در اینجا به روایتی در وصف امام حسین(ع) اشاره می کنیم:
در روایتی از امام حسین علیه السلام آمده است: خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله شرفیاب شدم در حالی که ابی بن کعب نیز آنجا بود؛ پیامبرگرامی اسلام فرمود: مرحبا به تو ای اباعبدالله ای زینت آسمانها و زمین.
ابی بن کعب گفت: چگونه او زینت آسمان ها و زمین ات در صورتی که کسی غیر از تو چنین نیست؟
حضرت فرمود: ای ابی، قسم به کسی که مرا به حق به نبوت مبعوث کرد، حسین بن علی در آسمان بزرگتر از روی زمین است، و همانا برطرف راست عرش الهی نوشته شده است که او چراغ هدایت و کشتی نجات است.
کشتی نجات امام حسین علیه السلام خود را سپر همه بلاها کرد و همه مصیبت های مومنین که قرار بوده بر سر آنها وارد شود و آنها را در ضلالت و جهالت عرق کند یکباره تحمل کرده است تا عاشورایی رقم خورد که بزرگترین نعمت الهی را به عالمیان ارزانی کرد و آن نعمت والای هدایت بود.
مهّم ترین وظیفه ما نسبت به اهل البیت
مهّم ترین وظیفه ما نسبت به اهل البیت که بقّیه وظایف، مقدمه آن هستند، «اطاعت» است.
اطاعت، مرحله ای هست که با انجام دادن یا ندادن آن، در دفتر اعمال خود، عمل را می نویسیم.
به امام صادق (علیهالسّلام) عرض نمودند که ابوالخطاب از شما این گونه روایت میکند که شما فرمودید: هرگاه حق را شناختی هر کاری که خواستی انجام بده. فرمود: «خدا اباالخطاب را لعنت کند. من این گونه به او نگفتم بلکه این جمله را گفتم: اگر حق را شناختی هر عملی از خیر که خواستی انجام بده که از تو قبول میشود.
پس این ها به این معناست که معرفت شرط اطاعت است.
خطبه معروفه در ذوحسم
در اینجا به خطبه ای معروف در منزلگاهی به نام «ذوحسم» که امام حسین(ع) با حر مواجه شد اشاره می کنیم:
اَلا تَرَوْنَ إِلَى الْحَقِّ لا یُعْمَلُ بِهِ، وَ إِلَى الْباطِلِ لا یُتَناهى عَنْهُ، لِیَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فِی لِقاءِ رَبِّهِ حَقّاً حَقّاً، فَإِنّی لا أَرىَ الْمَوْتَ إِلاّ سَعادَةً، وَ الْحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ إِلاّ بَرَماً
آیا نمى بینید به حق عمل نمى شود و از باطل جلوگیرى نمى گردد، در چنین شرایطى بر مؤمن لازم است شیفته دیدار پروردگارش (شهادت) باشد. به یقین من مرگِ (در راه حق) را جز سعادت، و زندگى در کنار ستمگران را جز ننگ و خوارى نمى بینم.
حبّ الدنیا، عامل نابینایی
اَلَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ اَلْحَيٰاةَ اَلدُّنْيٰا عَلَى اَلْآخِرَةِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اَللّٰهِ وَ يَبْغُونَهٰا عِوَجاً أُولٰئِكَ فِي ضَلاٰلٍ بَعِيدٍ
همانان که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند و [مردم را] از راه خدا باز می دارند و می خواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند؛ اینان در گمراهی دوری هستند.
در اینجا به نکته ای قابل توجّه رسیدیم که داستان بیشتر کسانی هست که در سپاه عمر سعد بوده اند؛ آن ها به دلیل حبّ الدّنیا امامشان را یاری نکردند.
جنگ حنین، استنادی بر تاثیر گذار نبودن جمعّیت در پیروزی و شکست
در این جنگ با اینکه سپاه اسلام 30000 نفر بوده، امّا با این حال مسلمانان به جمعّیتشان دلخوش کردند و از خدا توکل نگرفتند، به همین دلیل در همان اوایل سپاه به خاطر شبیخون، متزلزل شد که پیامبر با تدبیر مسلمانان را پیروز میدان کرد.
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ؛
خداوند شما را در جاهای زیادی یاری کرد (و بر دشمن پیروز شدید)؛ و در روز حنین (نیز یاری نمود)؛ در آن هنگام که فزونی جمعیتتان شما را مغرور ساخت، ولی (این فزونی جمعیت) هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شده؛ سپس پشت (به دشمن) کرده، فرار نمودید.
پس نتیجه می گیریم زیادی و کمی جمعّیت ملاک پیروزی نیست.
سؤال عاشورايي:
آیا شیعیان در سپاه عمر سعد حضور داشتند و اين شيعيان بودند که امام خود را کشتند؟!
پاسخ:
در کربلا، ظاهراً شیعیان محبتی (ونه اعتقادی) در سپاه عمر سعد حضور داشتند؛ البته اینها فرماندهی و نقش اصلی را نداشتند و جریان غالب و مسلط بر سپاه عمربنسعد جریان اموی و عثمانی بود؛ اما تشیع اصلی؛ یعنی تشیع اعتقادی (که در آن زمان در اقلیت بودند) شاهدی بر حضورشان در سپاه عمر سعد نیست؛ بلکه برعکس، تعدادی از اینها خود را به امام حسین (عليه اسلام) رساندند و در رکاب حضرت جانفشانی کردند. تعدادی نیز زندانی بودند؛ البته گروهی نیز قطعاً کوتاهی کردند و بعداً پشیمان شدند و قیام توابین را شکل دادند.
البته قاعدتاً انتظار نصرت از شيعيان (اعتقادي) بيشتر از ديگران بود؛ لذا وقتي در منزلگاه زباله خبر شهادت هاني و مسلمبنعقيل رسيد، امام حسين(ع) خطبة کوتاهي خواندند و به همراهان خود اجازه دادند که برگردند و همان جا فرمودند: «...شيعيان ما را تنها گذارده و ياري ما را ترک کردهاند...»؛ وقد خذلتنا (خذلنا) شيعتُنا...
کاری از برادر عزیز؛ آقای منتظری