دسته بندی : اخبار روز / شهدا / شهدای سپاه / خاطرات / گزارش نسخه قابل چاپ تاریخ: 18 مرداد 1404 - 07:39 - شناسه خبر : 1805
شهید جوزی امیری به روایت همرزمان
مجموعهای از خاطرات و روایتهای صمیمانه از مردی که در میدان نبرد، فرمانده بود اما در دلها، یک بسیجی سادهدل و بیادعا

شهید جوزی امیری از جمله فرماندهان جوان و خوشنام دوران دفاع مقدس بود که با روحیهای بسیجی، تواضع مثالزدنی، و شجاعتی کمنظیر، در دل همرزمانش جای داشت. روایتهای زیر، گوشهای از زندگی، منش، و لحظات عروج این شهید بزرگوار را از زبان یاران و دوستانش بازگو میکند.
آغاز آشنایی در ذلیجان
در مردادماه ۱۳۶۲، همزمان با تشکیل تیپ ۵۷ ابوالفضل (ع)، در منطقه ذلیجان با شهید جوزی امیری آشنا شدم. نوجوانی بود که تازه وارد عرصه جنگ شده بود، اما در انجام مأموریتها چالاک، آیندهنگر و تیزبین بود. تصمیماتش دقیق و سنجیده بود و هر مسئولیتی که به او واگذار میشد، به بهترین شکل انجام میداد.
راوی: علی داودی، سرهنگ بازنشسته سپاه
فرماندهای با روحیه بسیجی
تواضع و فروتنی از ویژگیهای برجسته شهید امیری بود. با وجود جایگاه فرماندهی، هرگز خود را برتر نمیدانست و همانند یک بسیجی ساده با نیروهای تحت امرش رفتار میکرد. بچهها را با عنوان «تکاور» خطاب میکرد و درایت و شجاعتش در میان همرزمان زبانزد بود.
راوی: ابراهیم بیرانوند، جانباز دفاع مقدس
لحظه عروج
شب قبل، مشغول صحبت درباره خاکریزهایی بودیم که تازه احداث کرده بودیم. پس از پایان گفتوگو، خداحافظی کردم و به سمت سنگر رفتم. دقایقی بعد، صدای انفجار مهیبی شنیده شد. گلوله خمپاره به خودروی شهید امیری اصابت کرده بود. خودرو آتش گرفت و ایشان در همان لحظه به شهادت رسید. بدنش به شدت سوخته و متلاشی شده بود. پیکر مطهرش را به اورژانس منتقل کردیم. فردای آن روز، کشکک پای ایشان را که در خودرو جا مانده بود، پیدا کردیم و فوراً به پشت خط انتقال دادیم تا همراه پیکر دفن شود.
راوی: علی حسین حسینپور، فرمانده دوران دفاع مقدس
الگوی بیادعا
در چند مرحله از جبهه، افتخار همسنگری با شهیدان والامقام درویشعلی شکارچی و جوزی امیری را داشتم. با اینکه فرمانده و معاون گردان بودند، در روزهایی که به رسم جبهه «شهردار» بودند، اجازه نمیدادند کسی کارهایشان را انجام دهد. همه امور را شخصاً انجام میدادند و در همه زمینهها برای ما الگو و اسوه بودند.
راوی: حمیدرضا عالیپور، رزمنده بسیجی
صمیمیت و نشاط در کنار اخلاص
در یکی از مناطق عملیاتی، شهید امیری مجروح شده بود. به عیادتش رفتیم؛ بچهها دورش جمع بودند و با هم شوخی میکردند. با خلوص نیت، مرا «معلم اخلاق» خطاب میکرد. علاقه زیادی به ورزش داشت و با بچهها بسیار صمیمی بود. در زمستانها با بچهها برفبازی و سرسرهبازی میکرد. در مسابقات دو محلی، اغلب برنده میشد.
راوی: نصرتالله میرزایی، معلم بسیجی و از اقوام شهید
یاد و نام شهید جوزی امیری، این فرمانده بیادعا و بسیجی دلپاک، همواره در دلها زنده است.
برای شادی روح شهیدان، صلوات.