آموزش آموزه های دینی

اواخر دههی شصت در ایام مرخصی به سر میبردیم، یکی از عموها به دلیل کهولت سن به رحمت خدا رفته بود، همراه با اقوام و آشنایان در خانهی مرحوم جمع شدیم. فرزندان آن مرحوم سراغ یکی از سادات محترم محل و یکی دو نفر دیگر که با مبادی غسل و کفن آشنایی داشتند رفتند؛ اما افراد مورد نظر در محل حضور نداشتند. ساعتی گذشت و همین طور بلا تکلیف مانده بودند که سبزخدا (که از اقوام مرحوم نیز بود) به منزل متوفی آمدند و ماجرا را شنیدند. بی معطلی دست به کار شد و با چند نفر شروع به غسل میت نمودند، بنده را نیز دم دست خودشان گذاشتند و گاهی آب میخواستند، گاهی صابون و کافور و... تا اینکه غسل تمام شد و کفن را که سه تکه بود آورده؛ در اختیار ایشان قرار دادند. قبل از اینکه شروع به کفن کردن نمایند گفتند هر کس داخل حیاط منزل هست داخل بیاید، تعدادی آمدند. مجددا خواستند تعداد بیشتری داخل منزل شوند، این بار با خواست ایشان حدود بیست نفری به داخل منزل آمدند و کنار میت قرار گرفتند. آنگاه «سبز خدا» ضمن دلجویی از فامیل اظهار داشت: برادارنم همهی ما دیر یا زود راهمان همین است و شرعاً واجب است واجبات دینی را یاد بگیریم، غسل و کفن میت فامیل ما؛ نه تنها بر ما واجب است بلکه غسل و کفن هر مسلمانی نیز بر عهدهی ما و بر ما واجب شرعی است، آنگاه شروع به کفن کردن میت نمود و از همهی حاضرین خواست تا نحوهی کفن کردن میت را به خوبی نگاه کنند تا این جمع؛ بتوانند این آموزهی سادهی شرعی را یاد بگیرند. روحش شاد که بی منت آموزههای دینی را به برادرانش آموخت.
منبع : کتاب «سرباز زاگرس»، فصل سوم، نگارش: «تقی میرهاشمی».
پی نوشت: یادی از منطقهی سد مخزنی بوکان،66/3/17 (از سمت راست، برادران: محمد بیرانوند، سردار شهید مصطفی میررضایی، علی پناه خدایی، مراد ناصری، تقی میرهاشمی، بزرگ اسدی، حجت شریفی، محمد باقر نوروزی، سید رضا موسوی و علی احمد دریکوند)