روایت عملیات شاخ شمیران از زبان میررضایی

یکی از عملیات های با نام و نشان لشکر 57 ابوالفضل (ع)، عملیاتی با نام شاخ شمیران بود که نقش محوری و اصلی را در این نبرد؛ گردان ویژه و خط شکن انبیاء (ع) بر عهده داشت... دشمن بعثی؛ اطراف و نزدیکی های ارتفاع را با انواع مین های ضد نفر؛ تله گذاری کرده و کمین های مخفی و متعددی ایجاد کرده بود. در ساعت شبیخون بر دشمن، شب که از نیمه گذشت راه افتادیم؛ در ابتدای میدان مین، با سکوت کامل؛ نیروها در معبرهای علامت گذاری به جلو هدایت می شدند، اما ناگهان سکوت شب شکسته شد و انفجاری همه را مجبور به توقف کردن کرد. پای یکی از رزمندگان روی مین رفته بود و انفجار آن عراقی ها را متوجه حضورمان کرد و بلافاصله با زدن منور...
منطقه را روشن کردند و رگبار گلوله عراقیها گردان را زمین گیر کرد. سنگرهای عراقیها بالای بلندی قرار داشتند و باعث تسلط بیشتر عراقیها روی بچه ها بود. جای درنگ نبود و تیراندازی و شلیک های مداوم رزمندگان و عراقی ها؛ آتشی به هم مرزی بهشت و جهنم ترسیم کرده بود . تیراندازی عراقیها با شدت بیش از حد، به علت تسلط بر ارتفاع؛ آن چنان زیاد بود که هر دقیقه ای که می گذشت گلوله هایشان بر تن بچه ها می نشست.
برگشت به پایین دره و پناه گرفتن در زیر صخره ها هم برایمان امکان نداشت و میدان مین هم تحرک بچه ها را گرفته بود نمی توانستم آرام باشم تا هر لحظه رزمنده ای هدف قرار بگیرد... قبل از اینکه بچهها را یکی یکی از دست بدهیم باید کاری میکردیم. دلم را به دریا زدم و موقعیت سنگرها را مرور کردم با تعدای از بچه ها به هر زحمت که بود رو به جلو حرکت کردیم و توانستیم به لطف خدا سنگرهای اولیه عراقی را منهدم کنیم. یکی از سنگرهای اصلی عراقی در موقعیت خوبی قرار داشت و با تیربار و دوشکا هایی که داشت، به شدت مقاومت میکرد و حرکت ما را متوقف کرده بود؛ به یکی از بچهها گفتم آرپی چی...آرپی چی...آرپیچی را که در دست گرفتم بلند شده و با گفتن یا ابالفضل(ع) آرپیچی را به طرف سنگر تیربار شلیک کردم، دود و آتش از سنگر برخواست و نفسش قطع شد، صدای الله اکبر بچهها در آن لحظات چنان به هوا برخواست که باعث هجوم شیرمردان گردان به ارتفاع شد...درگیری تا صبح ادامه داشت و با طلوع خورشید صفحه جدیدی در رزم را باید طراحی می کردیم....
پی نوشت 1: راوی: سردار شهید «سبزخدا دریکوند» فرمانده گردان انبیاء (ع) در زمان جنگ.
پی نوشت 2: به نقل از مسلم میر دریکوند؛ از کارمندان صندوق قرض الحسنه دفتر تبلیغات حوزهی علمیهی قم.