صله ی ارحام

صله ی ارحام
هرگز کسی را ندیده بودم مثل «سبزخدا دریکوند» صله ی ارحام را به جا بیاورد. بیشترین وقتش را در مرخصی ها، به صله ی ارحام اختصاص می داد. اقوام دور و نزدیک و همسایگان را می دید و به عیادت رزمندگان و نزدیکان آنها می رفت. با مرخصی کمی که داشتیم در این چند روز، هم به خانواده و امور پشتیبانی گردان رسیدگی می کرد و هم به دیدن همه ی اقوام و دوستان می رفت، احساس کردم در این مرخصی کمی که داریم خداوند به وقت و مرخصی او برکت زیادی داده است. چنان بود که با یک بار برخورد کردن همه به او عشق می ورزیدند؛ تا جایی که اگر کمی دیر به دیدنشان می رفت، برایش دل تنگ می شدند. هنگام تشییع جنازه ی آن شهید، سوز و محبت و عشق به او در بین جمعیت تشییع کننده اش موج می زد و یاد آور این حدیث بود: «چنان رفتار کنید تا وقت مردنتان، برایتان بگریند».
منبع: ستاره های به خون خفته ی لرستان، فصل دوم، نویسنده «حجت شریفی»